وضعيت اقتصادي ايران در طي يکسال اخير با تاثير گرفتن از رويدادهاي اقتصادي در سطح بين المللي که مهمترين آنها بحران مالي آمريکا و سپس کاهش قيمت جهاني نفت به يک چهارم آن و تحريم هاي خارجي داراي کارکرد منفي در اقتصاد کشور گشت.
در اين راستا برخي آلترناتيوهاي پيش رو تصميم گيران در خنثي نمودن تاثيرات فوق بر اقتصاد داخلي با حداقل صدمه ناشي از بحرانهاي فوق محرز است.
آلترناتيو هاي پيش رو در سال 88 شامل افزايش قيمت حامل هاي انرژي،افزايش ماليات و ماليات بر ارزش افزوده،افزايش نرخ ارز و دلار و افزايش روند خصوصي سازي است .گرچه کاتاليزورهايي هرچند با بنيان متزلزل در کشور بدليل عدم برنامه ريزي و زير ساخت سازمان يافته مانند صنعت توريسم و صنايع دستي و توليدات داخلي ميتواند تاثير بسزايي در معادله داشته باشد.
در اين اثناء ميتوان به سياست انقباضي پولي دولت و کاهش نقدينگي مردم با اجراي برخي تصميمات با هدف جلوگيري از افزايش نرخ تورم اشاره نمود.همچنين تصميم گيران تاکنون با ارائه پيشنهادهايي بعنوان نمونه مايل به نگهداشتن قيمت نرخ دلار در سقف 950 تومان هستند با مراجعه به نظر کارشناسان اقتصادي با توجه به نرخ پائينتر واقعي دلار ، آنرا در جهت افزايش شديد واردات با محرک اصلي کاهش قيمت کالاي توليد خارج با رغبت بفروش آن در بحرانهاي مالي کنوني شان پيش بيني ميکنند .
از سويي با اتخاذ چنين سياستي ورود کالاهاي خارجي با بحران کارخانجات داخل کشور روبرو بوده که افزايش نرخ بيکاري و نرخ تورم و ... در پي خواهد داشت.
از سوي ديگر عطش دولت در اجراي طرح تحول اقتصادي با پرداخت يارانه نقدي حداقل به دهک هاي پايين نيز در حد بالا وجود دارد.
علي الحال اجراي اين سياست نيز داراي برخي بازخورد منفي و آسيب از جمله افزايش تورم و افزايش بيکاري و ... در سطح جامعه خواهد شد.
آنچه بنده در حال حاضر ميتوانم بيان نمايم ميتوان به اصول ثابت اقتصاد با سيال بودن آن اشاره کرد که تفکر قابل پيش بيني قيمت نفت ، انکار تحريم و حتي عدم ريزش پذيري اقتصاد با عنايت به عدم ارتباط اقتصاد ما با خارج ديگر داراي ارزش نخواهد بود لذا تمهيد رويکرد کارشناسي در وضعيت اقتصادي 88 با در نظر گرفتن جوانب متعدد اعم از فرصتها و تهدید های داخلي و خارجي در تصميم گيري ها را ميطلبد.
اگر به جوامع داراي ساختارمديريت سازماني توسعه يافته و برنامه ريزي شده نگاه شود عملکرد وتصميمات مديران آنان در بسياري از جهات در جامعه از طريق اطلاع رساني هاي جمعي داراي شفافيت ميباشد لذا مردم نيز با ارائه نظريات خود با رضايت مندي و اعتماد در بسياري از موارد به آن مديران کمک مي نمايند.
يکي از ابزارهاي مهم براي نيل به چنين اهدافي مهم ، مراکز نظرسنجي است. مراکز نظرسنجي با اهداف متعدد و جمع آوري داده ها از طريق پرسشنامه ها و ثبت در آمار ماموريت مي يابند. چنين مراکزي همچنين با مطالعات علمي و تحليل داده ها ي بدست آمده با توجه به کاربرد آن به شکل آمارهاي نموداري ،عددي و ... نسبت به ارائه آن به مراکز تصميم گير با حفظ اطلاعات محرمانه بدست آمده اقدام مي نمايند.
ارزشيابي و تحليل داده ها داراي اهميت بسزا در اداره جوامع آنان بسبب اعمال نظر مردم ميباشد که بعضا" درشناسايي چالشها و سپس اصلاح عملکرد بکار بسته ميشود.
ماموريت مراکز نظر سنجي با جمع آوري داده ها و سپس ايجاد بانک اطلاعات داراي کاربردهاي متعدد بجهت کسب استراتژي ها ،راهبردها و بهينه نمودن رفتار جامعه ازطريق رفتارشناسي آنان بوده که در دستيابي به منافع همگاني در نيل به هدف مشترک ياري رسان است.
ارتباط مستقيم داده هاي نظرسنجي با مسائل روز آنان در کشور هاي توسعه يافته ازچنان استحکام قدرتمندی برخودار گشته است که ميتوان به اهميت آن در تئوريزه شدن آن توسط انديشمندان و مديران پي برد تا آنجا که به قول روسو « افكار عمومی یا صدای مردم تنها اراده عمومی است كه می تواند دولت را هدایت كند» و از اين ديدگاه است که آنان به چنين تکنيک ها و پژوهش ها يي در جامعه اهميت فراوان قائل مي شوند و فراتر از آن بعنوان «صنعت افکار سنجي » شناخته ميشود.
البته برخي نيز در جوامع توسعه نيافته با سوء نيت از چنين عملکردي ياد ميکنند و آنرا هم راستا با تبليغات سوء و هدف دار و تحريف افکار عمومي توسط قدرتها تفسير ميکنند. بايد خاطر نشان نمود در حال حاضر ارائه اطلاعات دقيق توسط سازمانهاي غير دولتي و مستقل از طريق ميديا و سايت و ... آنچنان بصورت آنلاين در اختيار مردم قرار ميگيرد که بنوعي ميتوان گفت انحراف واقعيات غيرممکن است و لذا سوء ظن ها در مورد مراکز نظر سنجي و نحوه ارائه آن منتفي است.
البته ناگفته نماند آنچه در ميان کشورهاي توسعه نيافته ميتوان نظاره گر بود نوعي عدم توجه به افکار عمومي و حتي قهر توسط حاکمان آن بسبب حفظ قدرت است که اين نيز ديگر کاربردي در اذهان و خريداري در بازار انديشه و تفکر ندارد.
در پايان بايد تصريح نمود نياز به انجام چنين فعاليتهايي در جوامع ما از سويي بصورتي سازمان يافته و از سوي ديگر با آشنايي و مشارکت مردم با چنين رفتارهايي در مسائل روز شامل امورات اقتصادي ،اجتماعي ،سياسي و فرهنگي و ... را بايد بيشتر رواج داد.
قدر مسلم مستقل بودن مراکز نظر سنجي در کنار اطمينان مردم بجهت حفظ اطلاعات آنان به چنين مراکزي اعتباری چندان بيشتر مي بخشد.
مرۆڤ ئهگهر له کۆمهڵگاکهی خۆی دهر دهکهوێت و تاوێری رۆژگار بۆ شوێنی نادیار فهرێی ئهدات و کۆتری ئاواتی بۆ جێگای نادیار ههڵ ئهفرێت و پێشکهوتوویی کۆمهڵگاکانی تر له ئاست کۆمهڵگاکهی خۆیدا دهبینێت ئهگهر هیچ نهبێت خۆزگای ئاوهدانی وهڵاتی خۆی لا دهرووست دهبێت .دیاره زۆر هۆکاری دهرهکی له گهڵ هۆکاری ناوخۆیی له ئاست دواکهوتوویی کۆمهڵگا بهشداره .
ئهمنیش له ئاست خۆمهوه ئاواتی ئاوهدانی وهڵاتی خۆمم لا دهرووست بووه و ئهگهر هیچیشم له دهست نههاتووه بهڵام ئاواتی نهدیتنی ئهم دواکهوتویهم خواستووه . جاری واش بووه وهشهم له پاڵ وهشه داناوه و ناوی شێعرم له سهر داناوه گهرچی کاڵ و کهرچی پێوه دیار بووه . یهک لهوانه پێشکهشی ئێوهی ئازیز دهکهم و ئاواتی له ناوبردن و سهرینهوهی ئازارهکانی کۆمهڵگاکهی خۆمم ههیه .
ههڵبهت پرۆسهی پێشکهوتوویی ، قۆڵ ههڵماڵینی گشتی خۆی دهوێت و تهنها به خۆزگه بهرههم نایهت.
ئهسیری چاوانتم
له ناو چاوانی رهشتم
که وا بهرژۆڵهکانت
بۆته پهرژینم
خۆزگه به فرمێسکهکانت
بم شۆیهوه له چاوهکانت
تاران – گهلاوێژی 1378
تلرانس بمعني حد مجاز ، خطاي مجاز ،تحمل و مداراست. تلرانس در محدوده هاي کاری مختلف شامل علوم مهندسي،اجتماعي،سياسي، فقهي ،زيست شناسي،طب،روانشناسي ،بازرگاني و اقتصاد داراي کاربرد است.
علوم مهندسي در ابعاد داراي مفهومي مطلق نيست و جهت دستيابي به آن تلرانس يا خطاي مجاز تعريف ميشود.امورات متعدد در مهندسي وجود دارد که دقت و خطاي مجاز متفاوت مورد نياز دارد.
طراحان با توجه به سازه هاي مورد نياز اقدام به تعريف خطاي مجاز جهت ساخت مينمايند و در اين راستا فاکتورهاي متعدد شامل هزينه توليد ،کيفيت توليد،زمان توليد و فرآيند و ماشين آلات ساخت در آن دخيل ميباشند و در واقع بجهت کاربري سازه ها ، تلرانس آن نيز تغيير مينمايد.هرچه کيفيت سازه ها با تعريف بازه خطا کوچک شود پروسه ساخت سخت تر و زمان ساخت طولاني تر و ماشين آلات نيز با دقت بالاي آن ، گرانقيمت تر ميگردد. همچنين جهت کنترل تلرانس نيز ابزارهاي مخصوص براي هرکدام از رنجهاي تلرانسي تعريف شده است.
لازم به يادآوري است در پاره اي از موارد ديده شده است که طراحان تازه کار و کم تجربه با محدود نمودن بازه ها بنا به پيش بيني خود سعي در اجراي بهتر امورات محوله نموده اند اما غافل از پارامترهاي دخيل ،با عدم اجرا يا تن دادن به اصلاح تلرانس در حين ساخت شده اند و در نهايت با افت کيفيت ، افزايش هزينه و زمان توليد نيز مواجهه شده اند.
بنابر اين با در نظر گرفتن فلسفه ذاتي فعاليتها ،حد تحمل و رواداري در ساير امورات اجتماعي ،سياسي و.... داراي مفهوم ميگردد و نبايد ابعاد مطلق که دسترسي به آن غير ممکن است را در ذهن پروراند بلکه حدي از رواداري بايد در پروسه ها گنجانده شود . البته بايد اذعان نمود طراحي همه پروسه ها نيز مانند علوم مهندسي با بازه کوچک داراي هزينه بالا در جامعه بوده و قدرت اجرايي و کارآمدي ضعيف بدليل حذف عمده شهروندان و عدم همکاري آنان در بر خواهد داشت.
علي الحال مهندسي جامعه با بازخوردهاي آن منجر به فرآوري تلرانسها ميگردد که ميتواند به مديريت آن با رشد شاخصهاي توسعه کمک نمايد. البته هرگز ناهنجاريها ، بي نظمي ها و بي اخلاقي ها در جامعه نميتواند در بازه تلرانسها قرار بگيرد.
در پايان مي بينيم امور مديريتي جوامع ديگر با پيشرفت علوم امروزي داراي روند اجرايي روان ميباشند اما آنچه در جامعه ما در حال گذار است بايد گفت مديريت با پروسه سعي و خطايي و روزمرگي برنامه ها و شانه خالي کردن در برابر مسئوليتهاي آتي در جهت اجراء قرار گرفته است و بايستي به کارآمدي ضعيف ، عدم هرگونه رقابت پذيري ، عقب ماندگي و فقر آن تن داد.
با سير تکاملي علم و تکنولوژي،انسانها توانستند قدم به قدم با نوآوري ها و ابداعات خود از جمله به دستاورد مهم «خودرو» نائل و آنرا در مسير رفاه و اسايش قرار دهند.
در مورد مخترع خودرو نظريات متفاوت وجود دارد اما قدر مسلم گوتليب دايملر آلماني نخستين سازنده موتور با احتراق داخلي بوده وسپس مونتاژ آن بشکل خودروهاي امروزي با چنين موتوري در سال 1900 ميلادي و بنام مرسدس است. البته کارل بنز آلماني نيز همزمان به چنين دستاوردي نائل آمد.
خودرو در ابتدا بعنوان کالاي لوکس در جامعه مطرح بوده و با گذشت زمان و نياز انسان به کالاي ضروري تبديل شد . بايد اذعان نمود اين محصول علاوه بر اقتصاد و صنعت بر فرهنگ و هنر جوامع نيز مؤثر بوده و بسياري از پتانسيلها را نيز جذب نموده است.
در اين رابطه نقش آفريني خودرو را ميتوان در مبادلات اقتصادي کشورهاي صنعتي با کشورهاي جهان سومي بوضوح مشاهده نمود و به ازاي فروش محصول ، دستيابي آسان به منابع انرژي آنان را ميتوان ذکر کرد.
خودرو با توجه به اهميت مصرف آن ، بايستي داراي برخي استاندارها در هنگام طراحي و پس از مصرف درطي استفاده آن از جمله کنترل آلايندگي،ايمني سرنشين و ... باشد و براي اين امر مهم تجهيزات متعدد تست و معاينه فني خودرو در سطح بين المللي تعريف شده است.
آنچه حائز اهميت است دسترسي جامعه به اين کالاي استراتژيک با شاخص سرانه توليد خودرو است.دراين رابطه در ميان کشورهاي جهان ميتوان به بلژيک با شاخص 90.3 خودرو به ازاي هر هزار نفر در رتبه اول اشاره نمود و سپس کشورهاي ديگر با سرانه توليد پائين تر بترتيب شامل ژاپن،اسلوني،آلمان،اسپانيا،کره جنوبي،فرانسه،چک،کانادا و اسلواکي را نام برد.
اما در ايران اين شاخص بمراتب پائين تر از کشورهاي برتر ميباشد البته ميتوان به رشد توليد آن از 700 هزار خودرو در سال 2004 به يک ميليون خودرو در سال 2008 اشاره نمود. اما هنوز با اين کمبود سرانه خودرو، عمر خودروها در ايران به 35 سال ميرسد که به لحاظ مسائل آلايندگي و تامين قطعات يدکي و... داراي صدمات فراوان به اقتصاد عمومي ميباشد .البته طي برنامه هاي توسعه اي دولت با افزايش توليد و برنامه جايگزيني خودروهاي فرسوده بايد به عمر مفيد 20 سال تقليل پيدا کند.
در راستاي تأمين اين کالاي مهم و استراتژيک ، فعاليت اصلي ايران از سال 1335 هجري شمسي با واردات خودرو و قطعات يدکي شروع شد سپس در سال 1338 هجري شمسي اولين کارخانه مونتاژ تحت نام « شرکت جيپ» را راه اندازي نمود در سالهاي بعد شرکت ايران ناسيونال تاسيس گرديد که ميتوان گفت همزمان با کارخانجات خودرو سازي کره جنوبي در آن سالها بود .البته اکنون خودرو سازهاي کره جنوبي با در اختيار داشتن امکانات مالي قوي از طرف دولت و سپس قوانين مالياتي خاص وجذب وآموزش متخصصين مربوطه توانسته است خود را در ليست برترين خودروسازان جهان قرار دهد.
مجلس ايران نيز در طي 15 سال اخير با تصويب برخي قوانين عملا" اجازه ورود به خودروهاي خارجي نداده است و از طرفي قيمت گذاري خودرو در اختيار دولت بوده است. اتخاذ چنين سياستهايي به رغم اينکه فرجه فوق العاده با حاشيه امنيتي بالا براي خودروسازان فراهم نمود اما خودروسازان ايراني نتوانستند جهش مورد نياز را از مونتاژکاري به طراحي و حتي تامين قطعات خودرو با کيفيت مناسب واستاندارد ارتقاء دهند.
صنعت خودرو سازي با پيچدگي و گستردگي هاي آن با فعاليتهاي متعدد شامل قطعه سازي و خدمات وابسته به صنعت خودرو ميتواند زنجيره اي از مشاغل مختلف در کنار هم داشته باشد و با جذب آنان مسئله پرجنجال بيکاري را در کشور جبران نمايد.اما متاسفانه دخالت نهادها با تحميل افراد عموما" غير متخصص و تصميمات غير فني آنان در اين صنعت استراتژيک ، ميتوان به غيرکارآمدي آن اذعان نمود و چه بسا پسرفت را بجاي پيشرفت در کارنامه خود داشته باشد.
با توجه به بحران اقتصادي در دنيا و کاهش چشمگير قيمت مواد اوليه با کاهش قيمت خودرو نيز مواجهه شد و در اين رابطه خودروسازان معروف دنيا دچار زيانهاي مالي هنگفتي شده اند.
قيمت خودرو در ايران با توجه به سيستم مديريتي و تعيين آن از سوي دولت در کارخانجات توليد کننده تغيير ننموده است اما سير تحولي بازار و تاثيرات رواني بيروني با کاهش تقاضا در داخل روبرو شده است در اين راستا قيمت خودرو در بازار دچار کاهش شده و پيش بيني ميگردد شيب سير نزولي در سال آينده تندتر شود.
در پايان آنچه درعرضه و تقاضاي خودرو اهميت دارد آزاد سازي قيمت خودرو با سير تحولي بازار از سويي بجهت حذف رانت ها وحذف سود واسطه گرها واز سوي ديگر ارتباط مستقيم مصرف کننده و خودروساز است که نتيجه آن افزايش کيفيت خودرو ،تنوع درانتخاب خودرو ، تناسب قيمت تمام شده ،خدمات پس از فروش،افزايش سهام شرکت در بورس، دستيابي به تراز ارزي در صادرات به نفع مردم و خودروساز است.
* « اين مطلب را به معلمان دلسوز و بزرگوارم و بالاخص استادان بزرگوار آقايان احمد مسگري ، عبدالنبي وحيدي ، عليرضا درويش، محسن عبداللهي ، ابوبکر(جواد) نادري و مسلم پور که در آشنايي بنده با اين صنعت پررمز و راز سهيم بوده اند تقديم مينمايم اميد است در هر حال بهروز وسلامت باشند.»
مجمع جهانی اقتصاد یکی از سازمانهای غیر دولتی بزرگ اقتصادی سوئیس است. این سازمان سالانه با درآمدهای خود از طريق اعضاء شرکت کننده و فرصتهای شغلی ایجاد شده موجب خدمات گسترده در سطح جهانی ميگردد.
برگزاری مجمع جهاني اقتصاد برای اولین بار به ژانویه سال ۱۹۷۱ بر ميگردد و تا کنون در شهر داووس سوئیس توسط کلاوس شواب آلمانی تبار بصورت سالیانه در پايان ماه ژانويه در دامنه کوههای آلپ در شهر كوهستاني داووس در نزدیکی شهر خور مرکز کانتون رترو رمانیزبان سوئیس قرار دارد و با وجود شمار کم ساکنانش ، زبان چهارم رسمی در سوئیس محسوب میشود .
مهندسی اقتصاد سياسي جهان توسط رهبران و نخبگان و مديران ارشد عرصه هاي مختلف اقتصادي، سياسي ،صنعتي و هنري کشورهاي مختلف مورد بررسی وتحلیل قرار میگیرد.
برگزاري اجلاس در ابتدا با دغدغه مديريت تجارت اروپا تاسيس شد اما با گذشت زمان به مجمع جهاني اقتصاد اعم از دغدغه هاي اقتصادي و سياسي و اجتماعي و... با معيارها و شاخص هاي قابل اندازه گيري نوين براي سرمايه گذاري کشورها مبدل گرديد.
علي رغم برخي چالشها و نابرابري هاي محرز در دنيا از جمله تقسيم اکثريت منابع به اقليت جمعيت جهان و نفوذ فوق العاده مجريان آن تبعيض در مجمع است اما آنچه براي اجلاس مجمع جهاني اقتصاد حائز اهميت است ارائه راهکارهاي برون رفت از مشکلات جهانی با تبادل نظر شرکت کنندگان و تنوع در دیدگاه هاي مطرح شده کارشناسي و جمعبندي آن است.
آنچه در اجلاس مجمع جهاني اقتصاد تا کنون طرح گرديده بشرح ذيل است.
• مديريت استراتژيک اقتصاد جهاني (بحران مالي - اقتصادي ،کاهش رشد اقتصادي،اعتبارات صندوق بين الملل پول، بيکاري،فقر،تورم ،پولشویی و.... ).
• دغدغه هاي برنامه توسعه سازمان ملل(UNDP).
• دغدغه قيمت نفت و فرآروده هاي آن براي کشورهاي صادرکننده و واردکننده .
• اصلاح ارزش دلار آمریکا در برابر سایر ارزها.
• اصلاح نرخ بهره بانکهای مرکزی.
• تهديد تروريسم بين الملل.
• تهديد قاچاق مواد مخدر ، انسان در سطح بين الملل.
• بهبود روابط بين الملل .
• بهبود حقوق شهروندان.
• اصلاح تغييرات آب و هوایي بر اثر بالا رفتن درجه حرارت.
• تهديد بحران آب در سطح بین المللي و پيامدهاي آن.
در اجلاس امسال مجمع جهاني اقتصاد از ايران وزير امور خارجه آقاي متکي شرکت نمود و با عنايت به دغدغه هاي سياسي ايران به بحث روابط آمريکا و ايران پرداخت.
البته حضور ايران در بخش تجارت و اقتصاد امري ضروري بنظر ميرسد اما بايد اذعان نمود از طرفي بدلايل سياسي نمودن مسئله از سوي قدرتهاي بانفوذ در مجمع و از طرف ديگر ساختارهاي ضعيف و ناکارآمد مديريت در ايران ، توان رقابت پذيري به امري ناشدني تبديل گشته است.
آنچه تا کنون نظر بسياري از مردم علي رغم وجود بحران مالي گسترده در سطح جهاني به خود جلب نموده است مشاجره لفظي شيمون پرز رئيس جمهور اسرائيل و رجب طيب اردغان نخست وزير ترکيه در مورد جنگ نوار غزه بود که با ترک اجلاس توسط نخست وزير ترکيه و بازگشت به کشورش اتفاق افتاد.
البته در همین زمان کلاوس شواب بنیانگذار و مدیر مجمع جهانی اقتصاد در جایگاه سخنرانی حاضر شد و با تلاش برای آرام کردن جلسه گفت: «همانگونه که آقای اردوغان و دیگران گفتند، ما با دموکراسی، همکاری و احترام متقابل می توانیم صلح را به خاورمیانه بیاوریم . خاورمیانه منطقه حساسی است که پیروان سه دین بزرگ در آن زندگی می کنند.»
البته برخي از آگاهان سياسي واکنش رجب طيب اردغان در داووس را در راستاي جذب رأي مردم در انتخابات با شوراندن احساسات مردم کشورش تحليل نموده اما به نظر بنده ، دفاع از صلح فراگير در ايجاد ثبات جهاني در هر مقطعي ستودني است .
اميد است برآيند پروسه صلح فراگير در داخل کشور ترکيه نيز با حل مسئله کورد با تساهل و همزيستي مسالمت آميز و پايان دادن به خشونت ناديده گرفته نشود.
در پایان باید گفت وجود چالشها و بحرانهای جهانی ایجاب مینماید تشریک مساعی بصورت اجماع جهانی در قالب پروژه های مشترک تعریف نموده تا رفاه و آسایش ارمغانی برای ساکنان کره زمین گردد.
هر روز وارد وبلاگستان سقز ميشوم .آخر بوي سرزمين زادگاهم ميدهد که فرسخها دور از آن هستم و تعلق فراوان به آن دارم .مطالب پستهاي جديد را ميخوانم و هر روز پاي سخن فرزندان اين آب و خاک «البته به زبان غيرمادري» مي نشينم و مطالب جديدي ياد ميگيرم .
تحليل هاي کاک فرهاد عزيز، دغدغه هاي جناب توکلي، نگاه و بيان متفاوت آقاي اردلان« شهربان »، درد دل کاک بهروز فاتح ، شعر هه ژان همکلاسي بزرگوار ،روياي سبز،کچي باران(البته با ذکر قليل بودن وبلاگنويس خانم در سقز)، ساحت نگاه ، نوشته هاي پر محتواي کاک شهاب دوست داشتني و... را نگاه ميکنم.
با آپلود سايت شارنيوز و لوگوي وبلاگستان سقز ، وبلاگهاي لينک شده قابل دسترسي بوده و مطالب به ترتيب تاريخ درج با علامت ± (البته بلعکس) جهت نظر سنجي ظاهر ميشود و ميدانم بايد دقت بيشتر بجهت مکان نمره مثبت نمود تا نمره منفي را انتخاب نکنم .
اينک به خود ميبالم که در ديار من ، قلم هايي رسا که هرکدام با عنوانهاي مختلف و هدفي پاک مي نويسند و نظرخوانندگاني نيز به خود جلب نموده اند و بعضا خوانندگان نيز با انديشه نیک خود ، وبلاگها را باکامنتي مي آرايند که بنده آنرا «جمع وبلاگستان سقز» نام مي نهم.
بايد اين جمع را قدر دانست و چنين اتفاق ميموني را ارج نهاد .
بازي فوتبال يکي از پرطرفدارترين و پربينده ترين بازيها در سطح دنيا است. قدمت اين ورزش به پنج هزار سال قبل برگشته و در سرزمين چين ابداع گرديده است و تحولاتي نيز به مرور زمان بجهت بهبود بازي در سبک و مديريت آن به خود ديده است.
اين ورزش مفرح بين المللي با جذابيت و هماهنگي دو تيم درمقابل هم با يک داور در وسط بازي و دو داور در کناره هاي زمين با حضور تماشاگران و رسانه ها برگزار ميشود . بازيکنان قبل از مسابقات در زمينهاي بازي خصوصي بصورت حرفه اي با انواع تکنيک و تاکتيک و قوانين فوتبال آشنا ميشوند .
با پيشرفت و گسترش تکنولوژي ، ورزش فوتبال نيز از آن بهره مند بوده که ميتوان به تحليل سبک بازي و قدرت بازيکنان توسط مربيان،کمک به داور در حين قضاوت با استفاده ازکامپيوتر و سایر تجهيزات مشابه اشاره نموده که کوچکترين خطاها بسبب پاسخگويي بازيکنان ميتواند به جذابيت بازي با کمترين اجحاف، داور و بازيکنان را ياري نمايد .
در بيشتر اوقات تيم برنده منتج تاکتيک و تکنيک و قدرت بدني و تصميم گيري مربيان و سرپرستان و بازيکنان و حتي تشویق تماشاگران هوادار ميباشد.
اکنون بازيکنان تيم ها با دريافت دستمزدهای بالا با استفاده از قدرت مالي شرکتهاي اسپانسر بجهت تبليغات،چه بسا زندگي مرفه براي خود کسب مينمايند.
(در اوايل دهه شصت هجري شمسي که ما در سقز بوديم و به استاديوم ورزشي جهت تماشا ميرفتيم فوتبال سقز در زمين خاکي استاديوم تختي با حضور تيم هاي راهنما ، پيام ، آهون ، شاهين ، ساحل و ... برگزار ميشد و بازيکناني شاخص همچون آقايان سعيد کريمي،محسن حيدريان،اقبال تيفوري،حسين محمودي،رامبد صابري،علي تاجوانچي و.... بازي ميکردند قدر مسلم آلان ديگرسفيد ي عمر بر سر و صورت آنان نشسته و ديگر شايد تنها خاطره برايشان بجا مانده باشد همانگونه که خاطره آن براي ما ماندگار است و آرزوي بهروزيشان . چه بسا بازيکناني نیز بدون دستمزد براي بازي آماده ميشدند که در طول روز مشغول کارهاي سخت و طاقت فرسا بوده وحتي بدون صرف غذاي مورد نياز بدنشان فقط هنگام مسابقات در زمين حضور مي يافتند ).
آنچه مد نظر بنده است با پيشرفت چنين فعاليتهايي که منتج تفکر واحد و يکسان با برآيند فعاليت جمعي است ديگر نميتوان بدون آموزش و مديريت ورزشي وارد زمين شد و در حضور تماشاگران و رسانه ها هر طور که شد و به قول معروف (بهرزه حهوایی ) بازي کرد ؟
در اينجا ميتوان فوتبال را به ساير امورات زندگي تعميم داد وقدر مسلم چنين واپسگرايي در فعاليتها جذابيت براي جامعه نيز نخواهد داشت .