تبليغاتX
وه‌نه‌وشه
وه‌نه‌وشه
کۆمه‌ڵایه‌تی - ئابووری
نقطه سر خط.

انشاء را بايد از سر نوشت.

|+| نوشته شده در  چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت 18:52  توسط کامل سیدی مقدم  | 

جنوساید ملت کُرد ، اثرات و سرانجام

جنوساید یعنی نسل کشی.امحاء و از بین بردن انسانها بمنظور ایجاد یا حفظ سلطه ،زدودن و راندن آنان از یک جغرافیایی که آنها در آنجا ساکن میباشند در بر میگیرد.

جنوساید از ابتدای تشکیل گروه های انسانی با حسادتها، نفرتها و نفوذ قدرت شان در سایر گروه ها و برتری بر آنان بوجود آمده است و تا کنون نیز ادامه داشته است.
در این میان کُردها نیز از چنین دستاویز بشری بی نصیب نبوده و مورد تاخت و تاز و تهاجم دیگران بدلیل ماهیت صُلح طلبی کُرد که در برخی موارد با شکست مهاجمین و در برخی نیز مورد قتل و عام واقع گردیده است. اما این کشتارها تنها در بخشی از سرزمین کُردستان صورت گرفته است اما بدلیل گستردگی جغرافیای کُرد باعث نابودی آنان نگردیده و همچنان به حیات خود ادامه داده اند.

جنوساید به نوبه خود دارای مراتب متعدد و اشکال گوناگون بوده و تنها به امحاء فیزیکی(حالت اولیه جنوساید) محدود نمیگردد بلکه به حذف هویت و شناسه های آنان شامل زبان،لباس،آئین و مذهب ودین،تاریخ،فرهنگ و آداب و رسوم و.... را نیز بر میگیرد که از آن میتوان به« جنوساید سفید» نام برد و دارای اثرات مخرب قویتر از جمله ضایعات روحی و روانی،اجتماعی و فرهنگی،اقتصادی و محیط زیست میباشد که جبران آن از حالت فیزیکی جنوساید سخت تر است که دارای تبعات جهانی نیز میباشد و لذا این یک مسئله بین المللی و صیانت از حقوق بنیادین بشر است که بایستی آمران و عاملان آن در محاکم مجامع بین المللی تحت پیگرد قرار گیرد .

لازم به یادآوری است نسل کشی (جنوساید) یکی از چهار جرم شدید تعریف شده در جرائم دیوان کیفری بین المللی است که بایستی در یک دادگاه مستقل بین المللی بررسي و مجریان آن ملزم به پاسخگویی و گردن نهادن به حکم صادره در محضر جامعه جهانی میباشند.

نمونه های بارز جنوساید کُرد شامل موارد ذیل میباشد.

1- انفال 182000 کُرد از مناطق بارزان،دهوک،اربیل،سلیمانیه ،خانقین و... در اواخر دهه هشتاد میلادی توسط حکومت بعث صدام در عراق.
2- بمباران شیمیائی حلبچه ،سردشت ،مهران ،نودشه ،زرده ،بالیسان و... توسط حکومت بعث عراق.
3- قتل و عام کُردهای منطقه مکری(شهرویران مهاباد) در اواسط قرن هفدهم میلادی توسط حکومت صفوی ایران.
4- کوچاندن کُردها به خراسان ،کلاردشت،منجیل،قزوین،سیستان و بلوچستان در ایران و آناتولی در ترکیه در ادوار مختلف توسط حاکمان زمان و در برخی موارد با ترفند تحت عنوان مرزبانان رشید.
5- قتل و عام کُردهای منطقه درسیم و ... در ترکیه توسط حکومت آتاتورک.
6- ممنوع نمودن لباس کُردی تحت عنوان متحدالشکل نمودن پوشش ملی در زمان حکومت رضا خان در ایران.
7- ممنوع نمودن تکلم و گویش و لباس کُردی در ترکیه توسط حکومت آتاتورک.
8- عدم ثبت هویت شهروندان کُرد سوری و ندادن شناسنامه به آنان ودر نتیجه عدم برخورداری از هرگونه تسهیلات اجتماعی و اقتصادی و ....در سوریه .
9- قتل و عام روستاهای قارنا و قه لاتان  در اوایل انقلاب اسلامی ایران توسط افراد فرصت طلب .

این موارد تحت عناوین مختلف که مردم و جامعه جهانی از آن مطلع و چه بسا مواردی نیز که تا بحال آشکار نشده اند از موارد و مصاديق بارز جنوساید کُرد میباشد.
در جنوسايد علاوه بر حذف فيزيکي انسانها،صدمات ديگری نيز در حوزه هاي مرتبط با زندگي انسانها ايجاد مينمايد که شامل موارد ذيل ميباشد.
صدمه روحي و رواني و اجتماعي:اعمال جرائم جنوسايد داراي اثرات روحي و رواني بجهت تحقير و تضيع و تهديد حقوق آن جوامع بوده که در واقع شيرازه زندگي آنان از هم گسيخته شده است و جبران آن به پروسه دراز مدت نياز دارد .
صدمه محيط زيست:اين حوزه بدليل استفاده از سلاحهاي کشتار جمعي و آلوده نمودن سرزمين آنان و حتي خالي نمودن سرزمین از ساکنان آن و تبديل آباديها به مخروبه موجب لطمات بزرگي به محيط زيست ميشوند.
صدمه به تاریخ و فرهنگ:این حوزه نیز بدلیل حمله مهاجمین،میراثهای فرهنگی و تاریخی نیز نابود شده و حتی باقی مانده آثار را بنفع خود غصب مینماید.
صدمه اقتصادي: از ديگر حوزه هاي تخريب شده در جنوسايد ، هدر رفتن اساس و بنيان شرايط توليد،بازرگاني و تجارت و درآمد آن جوامع است که تضعيف آن در واقع کارا ترين ضربه ( تيرخلاص )به آن جوامع است و ديگر حتي آنها قادر به تامين مايحتاج اوليه خود نيز نميباشند.
در جهت جنوسايد ترفندهاي ديگر نیز انجام ميگيرد که ميتوان به توزيع و آلوده نمودن جامعه به مواد مخدر و مواد بيهوش کننده و توهم زا ،ويروسهاي عفوني و کشنده،عقيم نمودن مردان و زنان ،ترويج فساد و فحشاء و ....همچنين عدم بهره مندی از تحصيلات و دانش ، گزینش جهت ورود به دانشگاهها و استخدام ،انتقال و کوچ اجباري با بهم زدن ترکیب جمعیتی ،عدم مشارکت دادن در اداره مملکت،عدم ارایه ارتباطات سريع و عقب نگه داشتن از فن آوري روز دنيا و حتي هک کردن سايتها و لينک به سايتهاي بي اخلاقي را ميتوان نام برد.
در کنار موارد فوق ، کُرد به توسط حربه دشمنان يا گاها" از روي بي آگاهي نسبت به جنوسايد خویش با ترفند هاي اختلاف دين و مذهب ،لهجه و گويش،جغرافيا و .... اقدام نموده است که ميتوان به کُرد فيلي ، کُرد شبک و کُرد ايزدي و..... اشاره نمود که چه بسا آنها در واقع مورد ظلم مضاعف واقع گرديده اند که اِلمي به مراتب دردناک تر ميباشد.
همه موارد از مصاديق جنوسايد در ادوار مختلف توسط حاکمان زمان انجام گرفته که متاسفانه با يک تحليل و آناليز غلط شروع شده و هرگز نتوانسته اند به اهداف غير انساني خویش نيز دست بيابند.هر روز به مطالبات کُرد نيز با توجه به ارتقاء سطح زندگي جهاني افزوده شده و تنها راه باقي مانده حل دمکراتيک و مسالمت آميز مسئله کُرد ميباشد.
آنچه تا کنون آمران و عاملان جنوسايد براي خود بعنوان دستاويز از آن سوء استفاده نموده اند ، برچسب جدايي طلبي و اخلال در امنيت ملي و... معرفي مينمايند عليرغم اينکه کُرد چنين اتهامي را رد و خود از يکپارچگي کشور حمايت مي نمايد اما مورد چنين اتهامي واقع ميگردند و دليل بر اين مدعا نیز رهبران کُرد در عراق است که تا بحال از حاميان حفظ يکپارچگي و آشتي ملي هستند عليرغم اينکه خود قرباني همين افراد و گروه های متعصب ميباشند و همین گروه ها بدنبال سهم خواهي بر اثر جنگ و آشوب داخلي ميباشند. البته کُردها نيک به تاريخ گذشته اجداد خويش حتي قبل ازاروپاييها و آمريکاييها آگاهند که در آغاز هزاره اول پيش از ميلاد «گوتي ها» و« لولويي ها» در منطقه « زاموا »اتحاديه اي بنام «مانا» تشکيل و دولت قدرتمند خود در منطقه به پايتختي «سقز» کنوني بنا نهادند .
ما نيز نيک ميدانم که در گذشته کُردستان جزء سرزمين ايران بزرگ بوده اما حکومت ترک عثماني توانست با فريب و حقه و نيرنگ بخش بزرگي از کُردستان را با حکومت صفوي به نفع خود جدا نمايد و دريک قرن اخير نيز کشورهاي انگليس و فرانسه بخش ديگري از کُردستان را جدا و به خاک کشورهاي عراق و سوريه ضميمه نمايند.
گرچه تابحال مسئله کُرد و جنوسايد کُرد در مجامع بين المللي تنها با ديد بشردوستانه و احساسي بدليل نفوذ کشورهاي ذينفع به آن نگريسته شده است اما اين دوران نيز بسر آمده و مسئله بصورت سياسي در سطح بين المللي مطرح ميباشد و لذا حل سياسي آن نيز پر واضح است.
در اين راستا بايد گفت سرانجام باید بجهت حل مسائل و جلوگيري از خشونت و جنگ و آشوب که تا بحال موجب ريختن خون بيگناهان فراواني شده است لازم است مردان بزرگ و با همت و درايت و آينده نگر  دست به ابتکار عمل بزرگ زده و حل مسئله با مسالمت و مصالحه و مشارکت انجام گردد .

|+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387ساعت 10:17  توسط کامل سیدی مقدم  | 

ماه مارس

     ماه مارس براي کوردها ياد آور برخي دستاوردهاي شيرين در مقابل برخي رخدادها تلخ در تاريخ بوده است .بنابر آگاهي بخشي به چند موضوع مهم آن بشرح ذيل اشاره ميگردد.

1-نوروز جشن ملي کورد در اين ماه است و داستانهاي فراواني از آن نقل است که يکي از آنها اينست :کاوه آهنگر از تبار کورد سر ضحاک حاکم سفاک و خونخوار را بريده و در آن روزگار بجهت اعلام جشن در چنين فتح بزرگي که مصادف با ابتداي فصل بهار بوده است مردم بر سر بلنداي هر کوهي آتش روشن مي نمودند و بعدها نيز مردم براي يادمان اين پيروزي در روز اول سال آتش بر مي افروختند و تا بحال در بين کوردها اين رسم مرسوم است.

2- هشتم ماه مارس روز جهاني زنان است. روز مبارزه زنان جهت يکساني حقوق زن و مرد و رفع هرگونه خشونت و بدرفتاري است . همصدايي مردان با مادران ،خواهران،دختر و همسر و در واقع دفاع از نيمه جامعه در بند اجحاف مردسالاري و تحصيل خواستهاي منطقي آنان است.

3-در سال 1971 ميلادي مابين حکومت عراق و پارت دمکرات کوردستان به نمايندگي از سويي مردم کوردستان قراردادي مبني بر اعطاء خودمختاري به کوردستان عراق امضاء گرديد.

4- در سال 1975 ميلادي بين شاه ايران و رئيس جمهور عراق قرارداد الجزاير در راستاي تمليک بخشي از اروند رود به ازاء عدم پشتيباني ايران از مبارزه کوردهاي عراق بسته شد و پارت دمکرات کوردستان براي مدتي دست از مبارزه مسلحانه کشيد اما بعدها اين قرارداد نیز موجب جنگ تحميلي هشت ساله ايران – عراق و آبستن بسياري از حوادث ديگر در خاورميانه گرديد.

5-در سال 1988 ميلادي رژيم بعپ عراق عليه شهروندان خود در شهر حلبچه دست به بمباران شيميايي زد و موجب قتل و عام 5000 نفر از زنان و کودکان و بزرگسالان بي دفاع آن شهر شد.

6-در سال 1991 ميلادي شهروندان کوردستان عراق از بي عدالتي ها و ستم بيش از حد حاکمان دست به قيام همگاني ( راپه‌رين )عليه رژيم بعث عراق  زدند.

 لازم بذکر است بنده نيز در ماه مارس 1971 متولد و جشن ازدواجم نيز در همين ماه بوده است .

 اينک بايد چشم به انتظار رخدادهاي شيرين ديگر در ماه مارس باشيم عليرغم اينکه تا کنون شاهد برخي حوادث تلخ در اين ماه در تاريخ کوردستان بوده ايم.

|+| نوشته شده در  یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 16:49  توسط کامل سیدی مقدم  | 

ئازاره‌کانی کۆمه‌ڵگای ئه‌من

تامی ده‌چێ واتا که‌ ده‌یجووی به‌زار

خۆشه‌ له‌ رێی دیده‌وه‌ بتکێته‌ خوار

بۆ وته‌ و سۆزی ده‌روون چاوه‌رێم

به‌سته‌ڵه‌که‌ گیانه‌ هه‌رێمی وتار

                                                                                  مه‌حه‌مه‌د نوری

 ‌ یه‌ک له‌ سه‌رچاوه‌کانی ژیانی مرۆڤایه‌تی له‌ جیهان ، رۆژهه‌ڵاتی ناوینه‌ ‌و جێگای سه‌رهه‌ڵدان و په‌ره‌ی ئایین و مه‌زهه‌‌ب ، که‌له‌پور ‌،به‌رگ ،زه‌مان و ئه‌ده‌بی نه‌ته‌وه‌کانی جۆراوجۆر بووه‌ .

 کوردیش یه‌ک له‌ نه‌ته‌وه‌کانی نیشته‌جێی له‌مێژینه‌ی رۆژهه‌ڵاتی ناوینه‌ و له‌م رووه‌وه‌ خاوه‌نی که‌له‌پور ، ئه‌ده‌ب ، زه‌مانی و به‌رگی تایبه‌تی خۆی به‌ ئه‌ژمار دێت .

له‌ نێوان هه‌ڵسوکه‌وتی رۆژانه‌دا گه‌لانی نیشته‌جێ بۆ داسه‌پانی خۆیان زۆر جار له‌ گه‌ڵ یه‌کتر به‌شه‌ر هاتوون و زۆر جاریش له‌ رێگای فه‌رت و فێڵ هه‌نگاویان ناوه‌. کورد به‌ گوێره‌ی خۆی له‌سه‌ر ئه‌م گرینگییه‌‌ هه‌و‌ڵی زۆری ‌بۆ په‌ره‌ی خۆی داوه‌ و زۆر جاریش له‌ ئاست داگیرکه‌ران‌ به‌ره‌نگاربۆته‌وه‌ و هه‌وڵی له‌ سه‌ر له‌ناونه‌چوونی ره‌سه‌نایه‌تی خۆی داوه.

ئه‌وه‌ی جێگای ئاماژه‌یه‌ به‌هۆی جۆراوجۆر نه‌ته‌‌وه‌کانی دراوسێی زه‌ختی زۆریان بۆ هێناوه‌ و چه‌واشه‌کاری ته‌نانت زه‌مان و به‌رگ و شوێنی نیشته‌جێی کراوه‌. جاری وابووه‌ به‌ ناچاری مه‌ل که‌چی ویستی ئه‌وان بووه‌ به‌ڵام  ئه‌توانیین به‌ڵێین قه‌ت له‌ناو نه‌چووه‌ و پاشانیش به‌رهه‌ڵستکار ماوه‌ته‌وه‌.

جێگای وه‌بیرهێنانه‌وه‌یه‌‌‌ نه‌ته‌وه‌کانی ده‌راوسێی که‌ له‌ پاش کورد نیشته‌جێی رۆژهه‌ڵات بوونه‌ ئێستا ده‌سه‌ڵاتداری وه‌ڵات و خاکی خۆیان هه‌یه‌ سه‌ره‌ڕای ئه‌وه‌ که‌ کورد له‌وه‌ پێش ده‌سه‌ڵاتی ئه‌وانی هه‌بووه‌ به‌ڵام به‌ هۆی فێڵ و ته‌ڵه‌که‌ ده‌سه‌ڵاتیان له‌ بن ده‌ست ده‌رهێناوه‌ و ئێستا ته‌نانه‌ت ده‌سه‌ڵاتیشیان به‌ سه‌ر کوردا هه‌یه‌.

ئه‌وه‌ی لێره‌دا ئه‌من ئه‌‌مه‌وێ باسی لێ به‌که‌م شرۆڤه‌ی ئه‌م هۆکارانه ‌و پاشان دانانی به‌ردی به‌ناغه‌یه‌ک بۆ ده‌ر‌بازبوون له‌م کارساتانه‌یه‌.

نه‌یارانی کورد زۆر جار له‌ هۆکاره‌ ناوخۆیه‌کانی‌ کورد به‌ به‌رژه‌وه‌ندی خۆیان که‌ڵکیان وه‌رگرتووه‌ و ته‌نانه‌ت له‌ رێی که‌سانی هه‌لپه‌رست به‌ قازانجی خۆیان له‌ ناو ماڵی کورد و له‌ دژی کورد هه‌ستاون .جاری واش کورد له‌ تواناکانی خۆی له‌ کاتی خۆیدا که‌ڵکی وه‌ر نه‌گرتووه‌ و ته‌نانه‌ت تواناکانی له‌ کاتێک پێویست نه‌بوه‌ به‌ فیرۆ داوه‌ .

دیاره‌ هۆکاری ده‌ره‌کی له‌ سه‌ر داگیرکاری هه‌بوه‌ به‌ڵام هۆکاری ناوخۆیش توانیویه‌تی کاریگه‌ری زۆرتر له‌ سه‌ر ئه‌م پرۆسه‌یه‌‌ دابنێت .

پاشان لاوازی له‌ به‌رێوه‌بردنی گه‌مه‌ی سیاسی، ئیستراتیژی درێژخایه‌ن، ئایدۆلۆژی ناوخۆیی له‌ ئاست متمانه‌ نه‌بوون به‌ خۆ له‌ به‌رامبه‌ر به‌ نه‌یاران (اعتماد به‌ نفس) و ... توانیوه‌تی کاریگه‌ری زۆر له‌ کۆمه‌ڵگا دابنێت.

ئه‌وه‌ی جێگای ئاماژه‌یه‌ هێزی تواناکان ئه‌توانێت به‌ شێوازی جۆراوجۆر به‌رز ببێته‌وه‌ که‌ له‌وانه‌ ئه‌توانین له‌‌ به‌زاڤی خوێندکاران،به‌زاڤی ژه‌نان، به‌زاڤی رۆشنبیری،به‌زاڤی مامۆستایان ،به‌زاڤی لاوان ،مافی منداڵان له‌ ژێڕ كاریگه‌ری چه‌مکی مافی مرۆڤ ، کۆمه‌ڵگای مه‌ده‌نی،دێموکراسی ،ژینگه‌ ،ئابووری ، تندروستی ،زانست و تکنولۆژی که‌ڵک وه‌ربگیردرێت.

به‌ کورد گوتنی " هه‌موو هێلکه‌کان هیچ کات له‌ زه‌مبیلێکدا داننێین".

و‌رووژانی‌ ‌ئه‌م ژانانه‌ ئه‌توانێت له‌ پێکانی ئامانجه‌کان بۆ کۆمه‌ڵگا که‌ڵکی لێ وه‌ر بگێرێت بۆ نمونه‌ ئه‌توانم بڵێم‌ ئه‌گه‌ر له‌ چوار سه‌د ساڵی رابردوودا ،حکومه‌تی سه‌فه‌ویه‌ سه‌ره‌ڕای ئه‌وه‌ی مه‌زهه‌بی تورکه‌کان سونه‌ بووه‌ به‌ڵام به‌ به‌ حوکمی حکومه‌ت مه‌زهه‌‌بیان بۆ شێعه‌ گۆری و ئه‌مه‌ به‌ هه‌ڵکه‌وت نه‌بووه‌ و له‌ سه‌ر بیری تیژ و لێکدانه‌وه‌ی دوارۆژ بووه‌ . پاشانیش به‌ فرت و فێڵ به‌شێکی گه‌رینگ له‌ خاکی وه‌ڵاتی کوردستان له‌ ئێرانیان دابراند و ئه‌وه‌ وه‌بیر دێنمه‌وه‌ که‌ کورد له‌ ئێران تووشی قه‌یرانی که‌مینه‌ی سه‌رژمێری و لاوازی و په‌رش و بڵاوی و پاشانیش تووشی دابران له‌ ده‌سه‌ڵات هات و  به‌م ئاڵووگۆره‌‌ و به‌رێوه‌چوونی ئه‌م ئاڵترناتیڤه‌، ‌ تورک توانی سه‌ره‌رای زۆر خاڵی جیاوازی تر به‌ڵام له‌ سه‌ر  خاڵه‌ هاوبه‌شی مه‌زهه‌بی‌ به‌ یه‌ک له‌ به‌رێوه‌به‌رانی حکومه‌ت و ده‌سه‌ڵات له‌ گۆره‌پانی ئێران ‌ له‌ چوار سه‌د ساڵی رابردوودا بگۆردرێت و پێشکه‌وتوویی بۆ کۆمه‌ڵگای خۆهی مسۆگه‌ر بکات.

 دیاره‌ پێکهێنانی معادلاتی گونجاو ‌کاری زۆری پێویسته‌ و دانانی خشته‌ی تایبه‌تی ده‌وێت و ئه‌توانم بڵێم زۆر جار دانانی معادله‌ له‌ رێی تێنه‌گه‌شتنه‌وه‌ به‌ معادله‌ی کوێر ده‌گۆردرێت و ئه‌م گۆرانه‌ بێشک به‌ قازانج ته‌واو نابێت و بێ ئاکام ئه‌مێنێت.

 له‌ کۆتاییدا  هیوادارم خوێنه‌ری به‌ریز به‌ هه‌ڵه‌ له‌م و‌رووژانه‌ تێ نه‌گا و به‌ریوه‌چوونی ئاڵترناتیڤ له‌ کاتێکدا به‌ دانانی ئیستراتیژی گونجاو له‌ گه‌ڵ هه‌ل و مه‌رجی رۆژگار که‌ هه‌رگیز  یه‌ک جۆر  نیه‌  له‌ ئاست به‌رژه‌وه‌ندی کۆمه‌لگا لێکبداته‌وه‌ ‌ .

|+| نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 8:27  توسط کامل سیدی مقدم  | 

از شهر چه خبر ؟

 عربی چند بهم ذوق کنان                        لب گشادند به نادر سخنان

یکی از نجد حکایت می کرد                    یکی از وجد روایت می کرد

یکی از ناقه و محمل می گفت                    یکی از وادی و ساحل می گفت

ناگهان مخلصی از ملک عجم                    زد به سر منزل آن قوم قدم

به فنون ادبش راه نبود                    در زبان عرب آگاه نبود

شد گمانش که دعا می خوانند                    سخن از حمد و ثنا می رانند

او هم آنجا به تواضع بنشست                    گریه و آه و فغان در پیوست

هر چه آن قوم بیان می کردند                     با هم اسرار عیان می کردند

او به تقلید همان را می گفت                     گوهر اشک به مژگان می سفت

حشو می گفت و دعا می پنداشت          ذم همی گفت و ثنا می پنداشت

لیک چون بر لبش آن خاص کلام                     بود در معنی اخلاص تمام

یافت در باره وی حکم دعا                      داد خاصیت غفران و رضا

شد از آن دعوت از نخوت دور                     جرم او عفو و گناهان مغفور

حکایت از جامی  

بعد از چند مدتي بمناسبت عقد  يکي از فاميل در روز اول ماه ربيع الاول دوباره به زادگاهم سقز رفتم . هرکدام از مدعوين در مجلس عقد  از شهري و منطقه اي ديگر و با سطح فکر و رفتارها و برخورد متفاوت از طرفين عروس و داماد حضور داشتند .

در ابتدا با حضور عاقد (مامۆستا) در مجلس ،شاهد دست بوسي و اظهار ارادت بيش از حد معمول برخي از مدعوين و احترام خاص مابقي بودم.البته احترام به ماموستا از دير باز داراي جايگاهي ويژه در ميان کوردها بوده و رفتاري نکوهيده است.

با حضور ماموستا در مجلس بلطبع رشته کلام در دست ايشان و مابقي شنونده هستند. البته در مورد شرع اسلام وازدواج سخن راند.

بعد از اعلام آمادگي ماموستا  با حضور عروس و داماد ، نوبت به جاري نمودن خطبه عقد با حضور شاهدان (معمولا" ريش سفيدان) مجلس در اتاقي ديگر شد.

 اينک اتاق مردانه خالي از ماموستا و ريش سفيدان تبديل به جاي باحال و مهيا براي صحبت افراد جوانتر شده است.

ابتدا از سوي يکي از مدعوين اعلام شد هرکي بسته سيگارش را از جيب بيرون بياورد تا بتوانيم هرکس به دلخواه  سيگار مورد علاقه را برداشته و آنرا دود کند.البته تنها بنده و يکي دونفر ديگر سيگاري نبوديم و ببينيد چه «‌‌ چه‌قه‌دووکه‌ڵێ » از سوي سيگاريها در مجلس بپا شد و ما چی کشيديم.

در طول سه ساعت برگزاري مجلس با داستان سرايي و تنها نوعي تحريف،بزرگنمايي،بولوف با يادي از پهلوان پنبه ها ،جنگ قبيله اي ،خود را به ندانستن ها و خبر چيني و گزارش دهي در منطقه اي خاص ...  روبرو شدم.

·  يکي از آن داستانها مربوط به شخصي که سازنده عرق سگي بوده و پس از دستگيري شخص سازنده و مصادره عرقها بمقدار شش بشکه و چهارگالن و صدور حکم قاضي مبني بر دور ريختن آن در رودخانه بود. در هنگام دور ريختن عرق ، شخص سازنده شروع به خوردن آن از بشکه نموده و ماموران مانع ميشوند اما ايشان با خواهش و تمنا درخواست خوردن عرق ها نموده و ميگويد بگذاريد حداقل سير از عرق ها  بخورم چون زحمت زيادي پاي ساخت آن کشيده ام.

 

·  ديگر داستان اين بود در يکي از روستاها که وقتي در زمستان برف ميبارد حتما جنگي در بين همسايه ها در مي افتد لذا ابتدا پيش از هر چيز مسير منتهي  پاسگاه به روستا بجهت مداخله سريع آنان توسط مردم برف روبي شده وسپس هرکس پشت بام وکوچه خود را برف روبي ميکند.

·  داستان ديگر اين بود که مردم يکي از روستاها در زمستان بدليل اينکه کلوخه سنگها در زير برف مي ماند در هنگام جنگ بين آنان پيدا نمودن آن مشکل است پس در تابستان يک تريلر سنگ در محلي تخليه نموده  تا در زمستان در جنگ بکارشان  آيد.

.... و چندين داستان ديگر!

 البته اداي داستانها بايستي بنوعي نکوهش را در بر ميگرفت اما تنها  استهزاء و تمسخر،وقت گذراني ،قلدر پروري  و ... آن بچشم ميخورد  و خلاصه يک پرده سياه بدون حتي نقطه اي روشنايي از آن ديار به نمايش در آمد .

اينک به آن بچه ها و نوجوانان مستمع و نظاره گر حاضر در مجلس فکر ميکنم و استنباط  آنان از اين حرف ها بايد چي باشد ؟

در پايان کلام چنين عملکردهايي عدم آگاهي مردم نسبت به وظايف و بنوعي بي خبري از مسئوليت خود و بازيهاي سياسي حاکمان بر مردم و عدم ارتقاء فرهنگ درجامعه شان از قديم الايام مسلم است.

 اينک با فرض تنها وقت گذراني بايد بگوييم چگونه فرصت ها را فدا و تبديل به تهديد نموده و همچنین غافل از اينکه همگي ما قرباني نگاه تبعيض و تفرقه هستيم !

 

|+| نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 13:30  توسط کامل سیدی مقدم  | 

کنگره کورد – تورک

 روزهاي  February 15-16 در دانشگاه صلاح الدين اربيل طي کنگره ای تحت عنوان " کنگره کورد – تورک " با تاثیر از کنفرانس ئابانت و حضور استادان دانشگاه ، روشنفکران ،نويسندگان و روزنامه نگاران کورد و تورک از ترکیه و اقلیم کردستان عراق با پيام « با هم صلح و آينده را جستجو نمايم » برگزار شد.

برگزاری نشست عليرغم برخي ايرادات با عدم برخورداری از شرکت برخی عوامل تاثیرگذار ، اما آنچه در مرحله نخست اهمیت دارد ميتواند این نشست حامل برخي پيام ها براي طرفين و نقطه سرآغازی برای تبادل افکار در بین نخبگان و روشنفکران و سپس انتقال آن به جامعه و سیاسیون حاکم باشد.

ابتدا برخی مختصات شامل دولت ترکیه و حکومت اقلیم کردستان عراق بیان میگردد.

دولت ترکيه:

دولت ترکیه پس از جنگ جهاني اول از شکست و فروپاشی دولت عثماني با از دست دادن بخشهاي بزرگی از سرزمين الحاق شده با همکاری تعدادی ناسیونالیست تورک به رهبری آتاتورک تاسيس ميشود . درهمان حال با برخي مشکلات برگرفته از ميراث دولت عثماني و پرونده سياه آن شامل جنگ و تجاوزات متعدد به همسايگان و فرهنگ غالب غاصب با دستاويز اسلامي و سپس چرخشی فوری و روي کارآمدن ترکيه سکولار با استراتژي حفظ بالانس موجوديت و زخم خورده از شکست هاي جنگ جهاني اول تشکيل شد. از اين ديد هيچگاه نتوانسته از پتانسل هاي خود بنحو مطلوب استفاده نمايد .

سرزمين دولت عثماني علاوه بر ترکیه فعلی به وسعت بخشهایی از سرزمين اعراب و کورد بود .سرزمين کورد در طي سال 1639 ميلادي از ايران به آن الحاق شده بود که علاوه بر آن هيچکدام از سرزمين هاي الحاقی ديگر نيز مشترکاتي با سرزمين تورک نداشتند و اين تمايزات ميتواند يکي از دلايل فروپاشي دولت عثماني باشد. 

در دولت جدید نیز آتاتورک ابتدا با ايجاد ارتباط نزديک با کورد و سپس اقناع آنان در تشکيل دولت داراي همکاري تنگاتنگ با هم بودند اما بعدا" آتاتورک بعد از گذار از مرحله خطر و رسيدن به وضع ثبات با کورد  پيمان شکني نموده و حتي با  تصويب قوانيني  ضد کورد از جمله نفي نژاد ، زبان و لباس و ... برآمد لذا آن کشور تا کنون با شکل جدیدی از جنبشهاي آزاديخواهي مانند جنبش شيخ سعيد پيران،شيخ رضا درسيمي،احسان نوري پاشا و حزب کارگران کردستان و ... با جنگ و جدالهاي متعدد روبرو بوده است.

حکومت اقلیم کردستان عراق:

کردستان جنوبي که در خلال جنگ جهانی اول از دولت عثماني جدا میشود سپس به کشور تازه تاسيس عراق الحاق میگردد .کردستان ضميمه شده به عراق بلعکس کردستان ترکيه از برخي مشخصات از جمله برسميت شناختن نژاد ،زبان و لباس و ... در داخل کشورش عراق بهره بردار بوده اما در اين بخش نيز با جنبش هاي کورد از جنبش شيخ محمود برزنجي و جنبش ملا مصطفي بارزاني و ... جهت دستيابي به حقوق کامل خود همراه بود. در اين راه انفال 182000 کورد ، تعريب کرکوک و خانقين و شنگال و ... ،بمباران حلبچه ، خیزش و کوچ جمعي ( راپه رین ) 1991 ميلادي و ....  را  در پرونده داشت . پس از ارتکاب چنين فجايع انساني در کوردستان توسط صدام حسين ،منطقه پرواز ممنوع در مدار 36 درجه توسط سازمان ملل طی قطعنامه 688 با حضور نيروهاي نظامي هوایی کشورهای آمریکا ،انگلیس و فرانسه تحت عنوان نيروي حامي چکش سبز برای حفاظت از کوردستان عراق در پایگاههای هوایی ترکیه مستقر شدند .در اين اثناء با خروج ارتش عراق از کوردستان و بازگشت احزاب کورد عراقي ،اداره منطقه  را با تشکيل حکومت و پارلمان بدست گرفتند.اين وضعيت تا جنگ 2003 آمریکا و هم پیمانان و سقوط حزب بعث حاکم ادامه داشت پس از آن در ابتدا اداره عراق با سرپرستی نماينده آمريکا بود سپس با رفراندم و توافق رهبران آن ، تشکيل حکومت فدرال در کنار حکومت اقليم کردستان با تغيير معادلات سياسي در عراق رقم خورد.

در اين اثناء ترکیه نیز با تحولات سياسي داخلی و معادلات جدید بین المللی مواجهه شد . ترکيه بعد از جنگ 2003 با اتخاذ استراتژي جدید و برون رفت از استراتژی حفظ موجوديت چندین دهه قبل، بسوی استراتژی توسعه و دیپلماسی جدید رفت.

البته بنابر تحلیل آگاهان سیاسی ،ترکیه بدنبال الحاق به اروپا با چرخشی استراتژیک اکنون به بدنبال منافع خود در خاورمیانه و آسیاست. 

علي الحال با تحولات فوق ، دولت ترکيه نيز براي حفظ منافع خود ناچار به تجديد نظر و ايجاد ارتباط در خاورميانه و دولت فدرال عراق شد .ایجاد ارتباط بین روسا و وزرا بین دو کشور در روابط فی مابین برای حل مسائل بین آنها استفاده گردید و سطح جدیدی از مذاکرات از جمله گفتگوی میان نخبگان و روشنفکران طرفین باز شد که ميتوان به «کنگره کورد – تورک » با بيان برخي موارد در کنگره اشاره نمود.

  · از شخصيت کاريزماي مرحوم ملا مصطفي بارزاني سخن بميان آمد و سپس بحث بر سر انتقال چنين کارکرد کاريزماتيک  به  سوي سيستم هاي سياسي شد .

البته بايد گفت پس چرا با چنين ايده اي با گذشت سالهاي متمادي اما هنوز آتاتورک داراي شخصيت کاريزماتيک در دولت ترکيه بوده و عبور از آن خط قرمز محسوب ميشود و در همه مکانهاي دولتي ترکيه عکس آن نیز برآفراشته است؟

· در روز February 15 کنفرانس افتتاح گرديد که اين روز يادآور ربودن اوجلان رهبر حزب کارگران کردستان به ترکيه در سال 1999 ميلادي است و کورد از آن بعنوان روز سياه (Roji Resh) نام ميبرند.

·  الحاق بخشي از سرزمين کوردستان  از ايران به ترکيه در سال 1639 ميلادي و ايجاد مرزهاي جديد هيچگاه بجهت اشتراکات عميق ديني ،نژادي و فرهنگي در دو سوي مرز داراي رسميت نبوده و از اين ديدگاه ميتوان به عدم کارآمدي آن پي برد.

· بعد از سقوط حزب حاکم بعث عراق،دولتهاي اعراب و ايران هر کدام در بخشهاي عرب سني نشين و عرب شيعه نشين داراي نفوذ شدند .در اين بين سر ترکيه بي کلاه ماند اما تنها ميتواند از راه کوردستان با توجه به برخي اشتراکات آن با شهروندان کورد ترکیه و مرز مشترک وارد معادله گردد.

· اگر شهر هاي اربيل ،سليمانيه ، دهوک ودياربکر  جزء شهرهاي بزرگ کوردنشين هستند بايد منبعد استانبول را نيز با جمعيت دو ميليوني کورد  آن جزء شهرهاي بزرگ کوردنشين بحساب آورد.

· ايجاد ارتباط مستقيم بين کوردستان و ترکيه با توجه به موقعيت جغرافيايي آنان .

·  تاسيس کنسولگري ترکيه در اربيل و دفتر نمايندگي اقليم کوردستان در آنکارا.

· پيشنهاد الحاق کرکوک به اقليم کوردستان از سوي نخبگان ترکيه حاضر در کنگره.

· ايجاد ارتباط مستحکم در بين محافل دانشگاهي،ميديايي،فرهنگي تندرستی وبهداشتی،اقتصادي و تجاري .

· عدم اعتماد متقابل در بین ساکنان خاورمیانه و تفکر غالب قهر بجای دیالوگ.

· تابحال در هيچکدام از ميديا و منابع اطلاع رساني در ترکيه از کوردستان سخن به ميان نيامده و سانسور شده است و تنها از آن بعنوان شمال عراق و ... نام برده شده است و بایستی منبعد بنام  حکومت اقلیم کوردستان عراق با توجه به امر واقع و قانونی آن اعتراف نمود .البته قبلا" رجب طيب اردغان نخست وزير ترکيه در سخناني اظهار داشته بود که کوردها برادران ما هستند البته در چند روز پيش نيز آقاي عبدالله گل رئيس جمهور آن کشور از منطقه کوردي عراق نام ميبرد.

· هک کردن سايت ها کوردي از طرف ترکيه .

· زدودن القائات غلط و برچسب هاي ناروا  ازسوي ميدياي ترکيه به اقليم کوردستان .

· ايجاد پروژه هاي متعدد در زمينه عمران و آباداني.

....و بسیاری از موارد دیگر ذکر شد. 

بنده باید اذعان نمایم که ما در آغاز هزاره سوم  در منطقه استراتژي خاورميانه بسر ميبريم.اختلافات متعدد در بين ساکنان اصلي و درهم پيچيدگي خاص آن و عدم تفاهم با يکديگر باعث شده است حتي مهماناني از دور دست نيز به اين نقطه از دنيا بيايند و آنان نيز در مسائل مداخله نمايند.

خاورميانه در موارد متعدد بستر  وقوع جنوسايد و امحاء ، آوارگي  ساکنان آن بوده است . تفکر غالب تجاوز و قتل و عام و اعدام و بمباران و توپ باران با دستاويزهاي مختلف بوده است و زخمهاي کهنه و تاره آن در عراق ،ترکیه ،سوریه ،لبنان،فلسطین ،افغانستان و ... بدون مرهم مانده است و تبدیل به بحرانی ترین و پر تنش ترین نقطه جهان شده است.

عرب،تورک ،کورد،فارس،بلوچ،هزاره،تاجیک،ارمنی،آشوری و ساير اقوام در خاورميانه کثیرملل مدام با هم در مناقشه و جنگ و ستيز بوده اند و هيچکدام از همديگر زندگي با آرامش در کنار هم نداشته اند. واگرایی را بجای همگرایی انتخاب نموده اند.

مختصات خاورمیانه با حيله و ترفند با چالش سازي و بديل سازي با بازی های سیاسی متعدد و تلاش براي حذف همديگر بوده است حاصل آن چيزي جز عقب ماندگي و بيچاره گي نبوده است لذا استفاده عقلايي از پتانسيلهاي متعدد و امکان دستیابی به فرصت ها در خاورميانه و ايجاد ارتباط و گذار از مرحله مناقشه و بي ثباتي به مرحله ديالوگ و ثبات با گامهاي مستمر و مديريت جامع آن ميتواند منافع همگان را پوشش داده و زندگي با رفاه و آسايش براي ساکنان آن در جوار هم به ارمغان بياورد.

 قدر مسلم اينک دوران ديالوگ و گفتگو با درايت وتدبير و تشريک مساعي با حفظ اقتدار و اراده همه ملل ساکن در خاورمیانه با ایجاد کانالهای ارتباطی مستحکم بيش از هر زمان ديگر ضرورت خود را نشان ميدهد . سپس آنچه در تفاهمات داراي روند اجرايي و ثبات و دوام است مذاکرات قاعده مند و تقسيم منافع طرفين با رضایت مندی و همکاری میباشد .

|+| نوشته شده در  جمعه دوم اسفند 1387ساعت 17:19  توسط کامل سیدی مقدم  | 

مراکز نظر سنجي

اگر به جوامع داراي ساختارمديريت سازماني توسعه يافته و برنامه ريزي شده نگاه شود عملکرد وتصميمات مديران آنان در بسياري از جهات در جامعه از طريق اطلاع رساني هاي جمعي داراي شفافيت ميباشد  لذا مردم نيز با ارائه نظريات خود با رضايت مندي و اعتماد  در بسياري از موارد به آن مديران کمک مي نمايند.

 يکي از ابزارهاي مهم براي نيل به چنين اهدافي مهم ، مراکز نظرسنجي است. مراکز نظرسنجي با اهداف متعدد و جمع آوري داده ها از طريق پرسشنامه ها و ثبت در آمار ماموريت مي يابند. چنين مراکزي همچنين با مطالعات علمي و تحليل داده ها ي بدست آمده با توجه  به کاربرد آن به شکل آمارهاي نموداري ،عددي و ... نسبت به ارائه آن به مراکز تصميم گير با حفظ اطلاعات محرمانه بدست آمده  اقدام مي نمايند.

 ارزشيابي و تحليل داده ها داراي اهميت بسزا در اداره جوامع آنان بسبب اعمال نظر مردم ميباشد که بعضا" درشناسايي چالشها و سپس اصلاح عملکرد بکار بسته ميشود.

ماموريت مراکز نظر سنجي با جمع آوري داده ها و سپس ايجاد بانک اطلاعات داراي کاربردهاي متعدد بجهت کسب استراتژي ها ،راهبردها  و بهينه نمودن رفتار جامعه ازطريق رفتارشناسي آنان بوده که در دستيابي به منافع همگاني  در نيل به هدف مشترک ياري رسان است.

ارتباط مستقيم داده هاي  نظرسنجي با مسائل روز آنان در کشور هاي توسعه يافته ازچنان استحکام قدرتمندی برخودار گشته است که ميتوان به اهميت آن در تئوريزه شدن آن توسط انديشمندان و مديران پي برد تا آنجا که به قول روسو « افكار عمومی یا صدای مردم  تنها اراده عمومی است كه می تواند دولت را هدایت كند» و از اين ديدگاه است که آنان به چنين تکنيک ها و پژوهش ها يي  در جامعه اهميت فراوان قائل مي شوند و فراتر از آن  بعنوان «صنعت افکار سنجي » شناخته ميشود.

البته برخي نيز در جوامع توسعه نيافته  با سوء نيت از چنين عملکردي ياد ميکنند و آنرا هم راستا  با تبليغات سوء و هدف دار و تحريف افکار عمومي توسط قدرتها  تفسير ميکنند. بايد خاطر نشان نمود در حال حاضر ارائه اطلاعات دقيق توسط سازمانهاي غير دولتي و مستقل از طريق ميديا و سايت و ... آنچنان بصورت آنلاين در اختيار مردم قرار ميگيرد که بنوعي ميتوان گفت انحراف واقعيات غيرممکن است و لذا سوء ظن ها در مورد مراکز نظر سنجي و نحوه ارائه آن منتفي است.

البته ناگفته نماند آنچه در ميان کشورهاي توسعه نيافته ميتوان نظاره گر بود نوعي عدم توجه به افکار عمومي و حتي قهر توسط حاکمان آن  بسبب حفظ قدرت است که اين نيز ديگر کاربردي در  اذهان و خريداري در بازار انديشه و تفکر ندارد.

 در پايان بايد تصريح نمود نياز به انجام چنين فعاليتهايي در جوامع ما از سويي بصورتي سازمان يافته و از سوي ديگر با آشنايي و مشارکت مردم با چنين رفتارهايي در مسائل روز شامل  امورات اقتصادي ،اجتماعي ،سياسي و فرهنگي و ... را بايد بيشتر رواج داد.

قدر مسلم  مستقل بودن مراکز نظر سنجي در کنار اطمينان مردم بجهت حفظ اطلاعات آنان به چنين مراکزي اعتباری چندان بيشتر مي بخشد.

|+| نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت 8:15  توسط کامل سیدی مقدم  | 

ئاوات

 مرۆڤ ئه‌گه‌ر له‌ کۆمه‌ڵگاکه‌ی خۆی ده‌ر ده‌که‌وێت و تاوێری رۆژگار بۆ شوێنی نادیار فه‌رێی ئه‌دات و کۆتری ئاواتی بۆ جێگای نادیار هه‌ڵ ئه‌فرێت و پێشکه‌وتوویی کۆمه‌ڵگاکانی تر  له‌ ئاست کۆمه‌ڵگاکه‌ی خۆیدا ده‌بینێت  ئه‌گه‌ر هیچ نه‌بێت خۆزگای ئاوه‌دانی وه‌ڵاتی خۆی لا ده‌رووست ده‌بێت .دیاره‌ زۆر هۆکاری ده‌ره‌کی له‌ گه‌ڵ هۆکاری ناوخۆیی له‌ ئاست دواکه‌وتوویی کۆمه‌ڵگا به‌شداره‌ .

ئه‌منیش له‌ ئاست خۆمه‌وه‌ ئاواتی ئاوه‌دانی وه‌ڵاتی خۆمم ‌ لا ده‌رووست بووه‌ و ئه‌گه‌ر هیچیشم  له‌ ده‌ست نه‌هاتووه‌ به‌ڵام  ئاواتی نه‌دیتنی ئه‌م دواکه‌وتویه‌م خواستووه‌ . جاری واش بووه‌ وه‌شه‌م له‌ پاڵ وه‌شه‌ داناوه‌ و ناوی شێعرم له‌ سه‌ر داناوه‌ گه‌رچی کاڵ و که‌رچی پێوه‌ دیار بووه‌ . یه‌ک له‌وانه‌ ‌ پێشکه‌شی ئێوه‌ی ئازیز ده‌که‌م  و ئاواتی  له‌ ناوبردن و سه‌رینه‌وه‌ی  ئازاره‌کانی کۆمه‌ڵگاکه‌ی خۆمم هه‌یه‌ .

هه‌ڵبه‌ت پرۆسه‌ی پێشکه‌وتوویی ، قۆڵ هه‌ڵماڵینی گشتی خۆی ده‌وێت و ته‌نها به‌ خۆزگه‌ به‌رهه‌م نایه‌ت.

 

ئه‌سیری چاوانتم

له‌ ناو چاوانی ره‌شتم

که‌ وا به‌رژۆڵه‌کانت

بۆته‌ ‌ په‌رژینم

خۆزگه‌ به‌ فرمێسکه‌کانت

بم شۆیه‌وه‌ له‌ چاوه‌کانت

 

تاران – گه‌لاوێژی 1378

|+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387ساعت 21:46  توسط کامل سیدی مقدم  | 

تلرانس « TOLERANCE »

     تلرانس بمعني حد مجاز ، خطاي مجاز ،تحمل و مداراست. تلرانس در محدوده هاي کاری مختلف شامل علوم مهندسي،اجتماعي،سياسي، فقهي ،زيست شناسي،طب،روانشناسي ،بازرگاني و اقتصاد داراي کاربرد است.

علوم مهندسي در ابعاد داراي مفهومي مطلق نيست و جهت دستيابي به آن تلرانس يا خطاي مجاز تعريف ميشود.امورات متعدد در مهندسي وجود دارد که دقت و خطاي مجاز متفاوت مورد نياز دارد.

طراحان با توجه به سازه هاي مورد نياز اقدام به تعريف خطاي مجاز جهت ساخت مينمايند و در اين راستا فاکتورهاي متعدد شامل هزينه توليد ،کيفيت توليد،زمان توليد و فرآيند و ماشين آلات ساخت در آن دخيل ميباشند و در واقع بجهت کاربري سازه ها ، تلرانس آن نيز تغيير مينمايد.هرچه کيفيت سازه ها با تعريف بازه خطا کوچک شود پروسه ساخت سخت تر و زمان ساخت طولاني تر و ماشين آلات نيز با دقت بالاي آن ، گرانقيمت تر ميگردد. همچنين جهت کنترل تلرانس نيز ابزارهاي مخصوص براي هرکدام از رنجهاي تلرانسي تعريف شده است.

لازم به يادآوري است در پاره اي از موارد ديده شده است که طراحان تازه کار و کم تجربه با محدود نمودن بازه ها بنا به پيش بيني خود سعي در اجراي بهتر امورات محوله نموده اند اما غافل از پارامترهاي دخيل ،با عدم اجرا يا تن دادن به اصلاح تلرانس در حين ساخت شده اند و در نهايت با افت کيفيت ، افزايش هزينه و زمان توليد نيز مواجهه شده اند.

بنابر اين با در نظر گرفتن فلسفه ذاتي فعاليتها ،حد تحمل و رواداري در ساير امورات اجتماعي ،سياسي و.... داراي مفهوم ميگردد و نبايد ابعاد مطلق که دسترسي به آن غير ممکن است را در ذهن پروراند بلکه حدي از رواداري بايد در پروسه ها گنجانده شود . البته بايد اذعان نمود طراحي همه پروسه ها نيز مانند علوم مهندسي با بازه کوچک داراي هزينه بالا در جامعه بوده و قدرت اجرايي و کارآمدي ضعيف بدليل حذف عمده شهروندان و عدم همکاري آنان در بر خواهد داشت.

علي الحال مهندسي جامعه با بازخوردهاي  آن منجر به فرآوري  تلرانسها ميگردد که ميتواند به مديريت آن با رشد شاخصهاي توسعه کمک نمايد. البته هرگز ناهنجاريها ، بي نظمي ها و بي اخلاقي ها در جامعه نميتواند در بازه تلرانسها قرار بگيرد.

در پايان مي بينيم امور مديريتي جوامع ديگر با پيشرفت علوم امروزي داراي روند اجرايي روان ميباشند اما آنچه در جامعه ما در حال گذار است بايد گفت مديريت با پروسه سعي و خطايي و روزمرگي برنامه ها و شانه خالي کردن در برابر مسئوليتهاي آتي در جهت اجراء قرار گرفته است و بايستي به کارآمدي ضعيف ، عدم هرگونه رقابت پذيري ، عقب ماندگي و فقر آن تن داد.

 

|+| نوشته شده در  یکشنبه بیستم بهمن 1387ساعت 16:34  توسط کامل سیدی مقدم  | 

وبلاگستان سقز

 

هر روز وارد وبلاگستان سقز ميشوم .آخر بوي سرزمين زادگاهم ميدهد که فرسخها دور از آن هستم و تعلق فراوان به آن دارم .مطالب پستهاي جديد را ميخوانم و هر روز پاي سخن فرزندان اين آب و خاک «البته به زبان غيرمادري» مي نشينم و مطالب جديدي ياد ميگيرم .

 تحليل هاي کاک فرهاد عزيز، دغدغه هاي جناب توکلي، نگاه و بيان متفاوت آقاي اردلان« شهربان »، درد دل کاک بهروز فاتح ، شعر هه ژان  همکلاسي بزرگوار ،روياي سبز،کچي باران(البته با ذکر قليل بودن وبلاگنويس خانم در سقز)، ساحت نگاه ، نوشته هاي پر محتواي کاک شهاب  دوست داشتني و... را نگاه ميکنم.

با آپلود سايت شارنيوز و لوگوي وبلاگستان سقز ، وبلاگهاي لينک شده قابل دسترسي بوده و مطالب به ترتيب تاريخ درج با علامت ± (البته بلعکس) جهت نظر سنجي ظاهر ميشود و ميدانم بايد دقت بيشتر بجهت مکان نمره مثبت نمود تا نمره منفي را انتخاب نکنم .

اينک به خود ميبالم که در ديار من ، قلم هايي رسا که هرکدام با عنوانهاي مختلف و هدفي پاک  مي نويسند و نظرخوانندگاني نيز به خود جلب نموده اند و بعضا خوانندگان نيز با انديشه نیک خود ، وبلاگها را باکامنتي مي آرايند که بنده آنرا «جمع وبلاگستان سقز» نام مي نهم.

بايد اين جمع را قدر دانست و چنين اتفاق ميموني را ارج نهاد .

|+| نوشته شده در  سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت 11:48  توسط کامل سیدی مقدم  | 

فوتبال و زندگی

 

   بازي فوتبال يکي از پرطرفدارترين و پربينده ترين بازيها در سطح دنيا است. قدمت اين ورزش به پنج هزار سال قبل برگشته و در سرزمين چين ابداع گرديده است و تحولاتي نيز به مرور زمان بجهت بهبود بازي در سبک و مديريت آن به خود ديده است.

اين ورزش مفرح بين المللي با جذابيت و هماهنگي دو تيم  درمقابل هم  با  يک داور در وسط بازي و دو داور در کناره هاي زمين با حضور تماشاگران و رسانه ها برگزار ميشود . بازيکنان قبل از مسابقات در زمينهاي بازي خصوصي بصورت حرفه اي با انواع تکنيک و تاکتيک و قوانين فوتبال آشنا ميشوند .

با پيشرفت و گسترش تکنولوژي ، ورزش فوتبال نيز از آن بهره مند بوده که ميتوان به تحليل سبک بازي و قدرت بازيکنان توسط مربيان،کمک به داور در حين قضاوت با استفاده ازکامپيوتر و سایر تجهيزات مشابه اشاره نموده که کوچکترين خطاها بسبب پاسخگويي بازيکنان ميتواند به جذابيت بازي با کمترين اجحاف، داور و بازيکنان  را ياري نمايد .

در بيشتر اوقات تيم برنده منتج تاکتيک و تکنيک و قدرت بدني و تصميم گيري مربيان و سرپرستان و بازيکنان و حتي تشویق تماشاگران هوادار ميباشد.

اکنون بازيکنان تيم ها با دريافت دستمزدهای بالا با استفاده از قدرت مالي شرکتهاي اسپانسر بجهت تبليغات،چه بسا زندگي مرفه براي خود کسب مينمايند. 

 (در اوايل دهه شصت هجري شمسي که ما در سقز بوديم و به استاديوم ورزشي جهت تماشا ميرفتيم فوتبال سقز در زمين خاکي استاديوم تختي با حضور تيم هاي راهنما ، پيام ، آهون ، شاهين ، ساحل و ...  برگزار ميشد و بازيکناني شاخص همچون آقايان سعيد کريمي،محسن حيدريان،اقبال تيفوري،حسين محمودي،رامبد صابري،علي تاجوانچي و.... بازي ميکردند قدر مسلم آلان ديگرسفيد ي عمر بر سر و صورت آنان نشسته و ديگر شايد تنها خاطره برايشان بجا مانده باشد همانگونه که خاطره آن براي ما ماندگار است و آرزوي بهروزيشان . چه بسا بازيکناني نیز بدون دستمزد براي بازي آماده ميشدند که در طول روز مشغول کارهاي سخت و طاقت فرسا بوده وحتي بدون صرف غذاي مورد نياز بدنشان فقط هنگام مسابقات در زمين حضور مي يافتند ).

آنچه مد نظر بنده است با پيشرفت چنين فعاليتهايي که منتج تفکر واحد و يکسان با برآيند فعاليت جمعي است ديگر نميتوان بدون آموزش و مديريت ورزشي وارد زمين شد و در حضور تماشاگران و رسانه ها هر طور که شد و به قول معروف (به‌رزه‌ حه‌وایی ) بازي کرد ؟

در اينجا ميتوان فوتبال را به ساير امورات زندگي تعميم داد وقدر مسلم چنين واپسگرايي در فعاليتها جذابيت براي جامعه نيز نخواهد داشت .

|+| نوشته شده در  یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 16:30  توسط کامل سیدی مقدم  | 

هشتصدمين سال دانشگاه کمبريج

در آستانه هشتصدمين سال بنيانگذاري يکي از قديميترين دانشگاههاي انگلستان و جهان ،دانشگاه کمبريج قرار داريم .تاسيس اين دانشگاه در قرن سيزدهم ميلادي و دومين دانشگاه بعد از دانشگاه آکسفورد در کنار رود کام در شهر کمبريج انگلستان بوده است و در حال حاضر بعد از دانشگاههاي هاروارد،استنفورد و برکلي در آمريکا جزء دانشگاههاي  برتر جهان با 54 دانشکده متعدد با علوم و فنون و مراکز تحقيقاتي مختلف در حال فعاليت ميباشد.

دانشگاهها حاصل تحولات اجتماعي که جوابگوي نيازهاي آن جوامع با درک متقابل و توانائيهاي آن جهت شکوفايي ، ترقي و تلاش بوده  و در قبال تحولات اطراف خود احساس مسئوليت مينمايند و در اين راه  طلايه دار پاسخ آنان به وضعيت پيچيده و موجود و ارائه آن در تعامل با جامعه مطرح ميباشند.

در چنين فضايي آنان سفيران صلح و نماد پيشرفت و ترقي و قدرت براي ساير ملل نيز ميباشند. روسا جمهور ، مديران عالي ،برندگان جوايز نوبل ،اسکار و .... فارغ التحصيل از دانشگاهها گواه مطلب ميباشد.

نخستين مدرسه جديد ايران در سال 1254 هـ.ق  در اروميه(رضائيه) توسط پرکينز کشيش امريکايي تاسيس ميشود .البته قبلا در مکانهايي غرفه مانند بنام مکتبخانه دروس ادبيات ،رياضيات ، نجوم ،حکمت و فلسفه به سبک قديم تدريس ميشد .

 اولين مدرسه عالي بنام دارالفنون به سبک دانشگاههاي اروپا در سال 1230 هـ.ش توسط اميرکبير تاسيس ميشود که در آن علوم نظامي ، طب ،فني و صنعتي تدريس ميشود . لازم بذکر است پس از 13 روز از آغاز فعاليت مدرسه، موسس آن امير کبير بقتل ميرسد. بعدها پس از 10 سال فعاليت آن ، بخش طب و علوم نظامي از آن جدا و بدون هيچگونه رشد و شکوفايي در حد يک دبيرستان ادامه به فعاليت خود ميدهد.

ايران پس از آن با اعزام دانشجويان به خارج اکتفاء نموده و سپس در سال 1313هـ.ش دانشگاه تهران آغاز بفعاليت مينمايد.البته بعدها وبا زحمت بسياري دانشگاههاي متعدد در شهرهاي بزرگ ايران ساخته شد و پس از انقلاب به واسطه دانشگاههاي آزاد و پيام نور ،کمتر شهري در ايران يافت ميشود که شعبه اي از آن دانشگاهها در آنجا فعال نباشد.

آنچه حائز اهميت است نقش دانشگاهها علاوه بر تحولات اجتماعي،سياسي ،صنعتي و فرهنگي در زمينه فن آوري اطلاعات IT وبيوتکنولوژي و ايجاد پارکهاي نانو تکنولوژي و صدور آن در عصر حاضر است . با جذب سرمايه گذاران در تاسيس بزرگترين مراکز علمي،صنعتي و آزمايشگاهي در زمينه اقتصادي نيز ايفاء نقش مينمايد.

اينک پرشسي مطرح است و سنجش ميزان اثر بخشي و کارايي دانشگاههادرايران ؟

|+| نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم دی 1387ساعت 13:30  توسط کامل سیدی مقدم  | 

کتابفروشيهاي انقلاب!

مدتي بود به کتابفروشي هاي ميدان انقلاب (تهران) سر نزده بودم .بالاخره عزم خود را جزم و راهي مقصد شدم.پس از رسيدن به مقصد شاهد برخي رخدادها با تعطيلي تعدادي غرفه کتابفروشيها و بعضا نيمه تعطيل با انباشت انبوهي گرد و غبار در پيشخوان آنان شدم.کتابفروشيها مدتها غريب و بي يار و یاور مانده بودند و کسي جوياي حال آنها نبود.

گويا نويسندگان و ناشران براي نشر کتابي بايد هفت خوان رستم طي نمايند و در برخي موارد با عدم اخذ مجوز نشر و در برخي نيز با شرط حذف پاره اي مطالب روبرو ميشوند و اينک خود بخوان حديث مفصل جدايي را !

بعضا کتابفروشيها در زمينه جزوات و تستهاي کنکوري و پيش دانشگاهي ،کتاب حل تمرين  و زبان فعال بودند که بهتر اجازه چاپ و انتشار میابند.

آنچه عجيب و نا مانوس تر بود فروش انواع تحقيق ها و پايان نامه هاي از قبل آماده شده در محل بود.

بايد بگويم در دوره اي که بنده دانش آموز بودم استفاده از کتاب حل تمرين  اکراه داشت و تست هاي کنکور به ندرت در دسترس بود و در حین تحصيلات دانشگاهي نيز خبري از چنين دستاوردي خطير (پايان نامه آماده !) اصلا نبود.

اينک به تعطيلي کتاب فروشي ها بر اثر عدم انتشار کتابهاي جديد و بالطبع عدم نشر انديشه صاحبان قلم در جامعه و وضعیت فارغ تحصیلان دانشگاهها و ...... مي انديشم.

و آيا اصلا مجالي براي انديشيدن هست؟

|+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت 20:0  توسط کامل سیدی مقدم  | 

TRT6 TV

چند روز قبل با آغاز سال نو میلادی ،رادیو و تلویزیون ترکیه طی اقدامی از قبل طراحی شده ،تلویزیونی با زبان کُردی افتتاح و پخش نمود .آنچه حائز اهمیت است کشور ترکیه دارای برخی مختصات منحصر به خود بوده که به نکاتی چند اشاره میشود.

 ·  دولت ترکیه کنونی دارای قانون اساسی در هشتاد سال اخیر بوده که در آن وجود هر قومیت دیگر بجز ترک را در آن کشور نفی و زبان واحد ترکی را تنها زبان رسمی کشور میداند.البته در طی مدت اخیر 4 بار قانون اساسی ترکیه بدلایل مختلف دستخوش تغییر بوده است.

 ·  در طی مدت هشتاد سال اخیر تعداد زیادی از شهروندان ترکیه تنها بدلایل اختلاف قومی و زبانی و دینی ، مورد حمله گروه های ناسیونالیست ترک واقع شده و این افراد مورد ستم بلحاظ قانونی دارای هیچ گونه پشتیبانی نبوده اند و مجبور به ترک آنکشور شده و دیگر نیز برنگشته اند.

 ·  با افتتاح تلویزیون ،صدریون حکومتی ترکیه و حتی دیگران نیز با زبان کُردی نسبت به آغاز فعالیت آن پیام تیریک فرستادند. در ابتدا نیز از افراد فرهنگی کُرد صاحب نام حتی در خارج کشور دعوت به همکاری نموده اند.

 ·  تلویزیون کُردی ترکیه در حالی شروع بکار نموده است که چندین شبکه تلویزیون و رادیوی ماهواره ای و محلی کُردی، با شرایط خاص خود و مشخصات میدیایی نسبتا آزاد در حال فعالیت میباشند.

 · حکومت ترکیه دارای قوای مختلف اجرائی ،قانون گذاری،قضایی و نظامی میباشد و افراد متعدد کُردتبار بشرط قبول قانون اساسی دارای مسئولیت بالا بوده و میباشند.در این میان تعدادی از نمایندگان پارلمان نیز از پارتی جامعه دمکراتیک ( DTP )  حضور دارند.

 ·  اپوزسیون کُرد ترکیه با توجه به عملکردهای قبلی حکومت ترکیه ،آنرا تنها با هدف تحریف دیدگاه کُردها و با هدف درمقابل همدیگر قراردادن کُردها و همجنین اجرای اصلاحات تحمیلی اتحادیه اروپای در حال مذاکره که خواهان پیوستن به آن اتحادیه هستند قلمداد میکنند.

 · در طي يک قرن اخير خصوصاً سه دهه اخير ،شاهد جنگهاي داخلي و کشته شدن هزاران نفر اعم از تُرک و کُرد بوده و هنوز هم آتش جنگ بدليل عدم تفاهم و پذیرش همديگر برافروخته مانده است .

 · در چند روز اخیر با مصاحبه وزیر داد و عدل ترکیه مواجه شده که منبعد صحبت به زبان کُردی برای زندانیان جرم محسوب نمی شود.

 · در طي چند روز اخير شاهد اتخاذ سياست جديد از سوي دولت ترکيه مبني بر باز گرداندن جسد ناظم حکمت شاعر شهیرکُردتبار ترکيه بوده که حتي قبلا حق شهروندي بدليل کُردبودن از ايشان سلب شده بود و همچنين سخن از بازگرداندن جسد يلمازگوني سينماگر پر آوازه کُرد در ميان است.همچنين نمايندگان کُرد در پارلمان در حال ارائه طرحي مبني رسمي شدن زبان کُردي و نوروز جشن ملي کُردها در ترکيه ميباشند.

 همه موارد فوق مختصاتی را برای ترکیه اختصاص داده و اتخاذ تدبیری شجاعانه را برای خود ایجاد مینماید.آيا وقت آن فرا نرسيده است که ديگر اسير درکي نادرست و کليشه اي و برچسب اتهام نبوده و جهت حل مشکلات ومنازعات عمده ي سياسي و فرهنگی،بزرگان و نخبگان سياسي در کنار هم و با درک متقابل شاهد کمک بهم بوده و اصلاحات را با روند تدريجي امکان پذير نمایند .

با درک واقعی وضعیت خاورمیانه و فراز و فرودهای آن که تابحال همراه با ترد و عدم مشارکت ساکنان اصلی آن بوده است .بحرانها و چالشهای موجود در آن موجب آوارگی و کشتار مردم بی گناه در آن گشته است لذا حل مسالمت آمیز و مصالحه و تساهل میتواند حتی بجهت عدم دخالت دیگران ،تنها راه در پیش باشد.

|+| نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم دی 1387ساعت 22:59  توسط کامل سیدی مقدم  | 

دينداري و آزادگی

هر سال نهم و دهم محرم يادآور تاريخي تاسوعا وعاشورا با شهيد شدن حضرت حسين فرزند حضرت علي  بدست يزيد است که اين واقعه تلخ تنها نمتواند يک اتفاق يا مسئله ساده باشد بلکه براي بنده با اين نگاه که ميتواند گوشه اي از رخداد تاسف برانگيز بشريت  براي کسب قدرت و خذف رقيب به هر شکلي باشد داراي نکاتي چند ميباشد. 

  • پس از حضرت علي ،اداره جامعه ميتوانست به حضرت حسن فرزند ارشد ايشان با توجه به قرابت خانوادگي با حضرت محمد(ص) برسد اما ايشان از رياست حکومت کنار آمده و سپس با معاويه بيعت مينمايد.
  • در زمان حضرت حسين ، صدارت امور بدست يزيد فرزند معاويه افتاده بود . يزيد داراي برخي خصوصيات اخلاقي بوده که در ميان مردمان آن روزگار نيز قطعا پسنديده نبوده است .اين انتقال قدرت ميتواند نقطه عطفي براي حاکمان بجهت اداره امور براي خود و پس از خود نيز باشد.
  • ظلم و جور حاکمان تا آنجا پيش ميرود که مردم کوفه به حضرت حسين پناه آورده و پيغام ميفرستند و طلب ياري ميکنند.حضرت حسين پس از آن در ابتدا با فرستادن نماينده و سپس خود، به ياري مردم رفته وآنان نيز با ايشان بيعت نمودند سپس تعداد زيادي از آنان نيزبا دسيسه يزيد از بيعت سر باز زده و حتي برخي به او ميپيوندند درنهايت تعداد کمي از ياران با پيماني که با حسين عهد بسته بودند باقي ميمانند .
  • حضرت حسين در هنگام جنگ نابرابر با لشکريان يزيد تا دندان مسلح ، در حالي که به خيمه هاي زنان و کودکانشان حمله ور ميشدند .مسير انتقال آذوقه را قطع  و مشکهاي آب آنان را پاره مينمودند تنهاخطاب به حاکمان زورگو و قدرت طلب بي مروت ميگويد (( اگر شما دين نداريد لااقل آزادمرد باشيد )).
  • پس از حملات ناجوانمردانه و شبيه خونها ، در نهايت قصاوت  حضرت حسين و يارانش و خانوادها با  کودکان و زنان که همگي از نزديکان هم نيز بودند جان خود را در مقابل ظالم فدا نمودند. تن به پستی و ذلت و حقارت نفس و اسارت نداده و شهيد ميشوند.

 با اين اوضاع و احوالات در ماه محرم ، شيعيان به سوگواري ميپردازند و هر کدام نيز با شيوه هاي خود که بعضا متعارف  و حتي غير متعارف (قمه زني و.....) ميپردازند . البته علماي شيعه آنان را از چنين کارهايي برحذر ميدارند.

آنچه بنده را وادار به نوشتن و نداي این حق طلبي نموده است با نگاه و درک اوضاع و احوال روزگار ما و حتي تحريفات ديني وآزادگي در اين دوران ، لشکريان زور و زر زمان نيز با هزاران ترفند و حيله با حمله و بمباران و کشتار مردماني بي پناه که تنها بجرم لبيک با حق و آزادگي ندا ميدهند مورد حمله واقع شده وازخانه و کاشانه خود آواره ميشوند وتنها وجدان بيدار بشريت را ميطلبند. اما با زد و بندهاي سياسي و استراتژهاي سياسي از قبل طراحي شده و حتي با تحريف و سوءاستفاده از رسانه ها و ارتباط جمعي ، توانسته اند صداي ناله هاي آنان را بيصدا نمايند و با بدترين شيوه ها به اجحاف حقوق آنان بپردازند.

آيا در چنين اوضاع و احوالي حسين  فدايي آزادمرد زمان را نمي خواهد؟

|+| نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم دی 1387ساعت 5:0  توسط کامل سیدی مقدم  | 

هواي پاک و آسايش

در چند روز اخير هواي تهران به نهايت آلودگي گازهاي سمي رسيده است . آلودگي ناشي از کارخانجات آلوده زا،خودروها ،سيستم گرمايشي منازل و ... با هواي سرد و پايداري شرايط جوي باعث محبوس شدن و تشديد آن شده و بموجب آن ناراحتي هاي تنفسي و ريوي و قلبي و حتي مرگ و مير در ميان کهنسالان  ميگردد.

 در اين ميان برخي مسئولين به جهت اقتضاي شغلي آنرا تاييد و برخي ديگر آنرا تکذيب ميکنند و همچنين کارشناسان نيز داراي نظرات ضد و نقيض بوده که خود داراي شگفتي است .

از ابعاد زندگي سالم ميتوان به هواي پاک اشاره نمود که بعضا دسترسي به آن در شهرهاي بزرگ با شاخص هاي آلودگي استاندارد(PSI ) آسان نمي باشد .لذا جهت دستيابي به چنين شاخصي ، مولفه هاي صحيح مديريت و طراحي شهري با بعد مسافت از کارخانجات آلوده زا، ايجاد معابر عبور و مرور و بزرگراها ، کنترل حمل و نقل ،کنترل خودروهاي آلوده زا و حتي فرهنگ عبور و مرور و .... را ميطلبد.

با توجه به شرايطي موجود بايد بگويم سطح دسترسي به آسايش  در تهران به حداقل رسيده و براي کوتاهترين مسافت بايد زمان زيادي صرف نمود.

دراين باب بايد ذکر نمايم در دولت انگليس جهت دستيابي به چنين شاخصي در حد استاندارد ، اداره راههاي آن کشور با مسئوليت مستقيم خود  امور حمل و نقل ، توليد تعداد خودرو توسط خودروسازان و واردات آن،طراحي وساخت راهها و خيابانها و بزرگراهها ، قانون گزاري واجراي عبور و مرور و... را بعهده دارد و با توجه به اين مسئوليت ها براي شهروندان آسايش فراهم مينمايد. لندن از جمله آلوده ترين شهرهاي جهان بوده است و با چنين انديشه اي ديگر خبري از آلودگي نيست.

در اين راستا مسئولان ما نيز تنها به توصيه هاي خود اکتفا نموده و استفاده از ماسک وتغذيه مناسب و بيرون نيامدن را به مردم توصيه نمودند .البته طرحهاي زوج و فرد پلاک خودرو ها و محدوده طرح ترافيک  ومعاينه فني خودروها و بعضا تعطيلي مدارس نيز از همين مقوله ميباشد .

آنچه براي من حائز اهميت بود عده اي از کارشناسان نيز دلايل ترافيک را  در موارد ذيل ذکر نمودند.

  • افزايش نقدينگي مردم و سپس ميل به خريد آنان و سپس ازدياد رفت و آمد  است.
  • افزايش بزرگراهها و سپس ايجاد فضاي فکري در ميان مردم مبني بر اينکه ديگر ترافيک نيست .
  • تغيير فصل وسرما و کوتاه  شدن روز که مردم ميل دارند زودتر به منزل برگردند.

 لازم به ذکر است تا بحال معضل ترافيک در تهران داراي متولي خاص نبوده و بايد بگويم مسئوليت آن بصورت چندارگانه (شورايي !) ميباشد.

|+| نوشته شده در  دوشنبه نهم دی 1387ساعت 5:10  توسط کامل سیدی مقدم  | 

بياد مردي بزرگ

دوسال پيش در چنين روزهايي زنگ موبايلم با نام ادب روي صفحه نمايش آن بصدا در آمد . مردي که با احترامي خاص سلام کرد و پس از عرض سلام متقابل از بنده ، گفتند که چند پيغام موبايلي از طرف موبايل شما برايم فرستاده شده و حقيقتا بدون نوشته و نا آشناست .آيا شما به بنده کاري داشتيد . سپس يک دفعه فکرم مغشوش شد و پيش خود گفتم من که به مهندس ادب پيغام نفرستاده ام . به ذهنم رسيد که ديشب دخترم با موبايل در حال بازي بود و نکند که کار ايشان بوده است و سپس مطلب را خدمت ايشان با معرفي خود عرض نمودم و قضيه روشن شد و کار روژين کوچک من بود و پس از آن برخي صحبت ها شد.البته چند بار حتي در حين بيماري با ايشان تماس گرفتم و بايد بگويم ايشان با تمام گشاده رويي ،مردي به تمام معنا با وقارو دلسوزي بي ريا بود.اينک در ميان ما نيست و بنده به زعم خود تنها در مراسم سوگواري که در مسجد نور تهران برگزار شد شرکت نمودم و سپس تسليت نامه اي به شرح ذيل در سايت جبهه متحد کرد نوشتم. بايد بگويم تا کنون به هر دليل جامعه کرد نتوانسته يادي از چنين رادمردي بکند. اميد است چنين يادي به پاسداشت زحمت هاي بي دريغشان بشود.

 

 بازگشت همه بسوي اوست.

 ما نيز در سوگ يگانه مردي بي بديل و بي نظير و اسطوره ي اخلاق و علم و معرفت جناب مهندس ادب از تبار کرد در ايران هستيم که از مشخصه هاي بارزايشان استقلال راي و تعهد وخدمت به بشريت وسرزمينشان بود. اينک فراق جانکاه ايشان برايمان سخت و باور نکردني است اما باري پس از پايان عمر پر ثمرشان جهت تسلي خاطرو وداع آخر، ايشان را به رحمت ايزدي ميسپاريم و انشاالله راهشان پر رهرو باد . آنچه محرز است فعاليتهاي مرحوم مهندس ادب در حوزه هاي مختلف اعم از حرفه اي،پارلماني،مدني،خدمات انساني به محرومين جامعه انکار نشدني و تا نسلها جاويد خواهد ماند. هرچند از پتانسيل ها و ظرفيت هاي ايشان در سطح مديريت بالاي مملکتي استفاده نگرديد و حتي هدف بي مهري هاي نيز در ادوار مختلف توسط تنگ نظران و فرصت طلبان و مشوش کنندگان اذهان جامعه قرار گرفت اما ايشان با توجه به اصالت ،رفتار و منش جوانمردانه شان بصورت خستگي ناپذير راهشان را جهت خدمت به همنوعان و هموطنان ادامه دادند در حالي افراد ناکارامد ديگري نيز در راًس امور بودند و اين المي بمراتب جانکاه تر از فراقشان بر دلها خواهد گذاشت و ميتوان از آن بعنوان جفاي به متخصصين و دلسوزان به اين مرز و بوم و بحراني در مديريت نام برد. اما اميد است اين بتواند تجربه اي هر چند درد ناک و در عين حال زمينه براي فعاليت و بکارگيري دگر متخصصين و متعهدين در اين ديار باشد و شاهد کوچ آنان به ساير ممالک که بنده از آن بعنوان تبعيد اختياري )تبعيد برگزيده) نام ميبرم نباشيم. با آرزوي صبري جميل براي همگان بخصوص خانواده محترم جناب مهندس ادب.

يادش گراميباد. 

 

|+| نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 13:58  توسط کامل سیدی مقدم  | 

قاله‌مه‌ره‌ و ته‌مه‌نێک له‌ گه‌ڵ شمشاڵدا

 ئه‌گه‌ر له‌ ناو نه‌ته‌وه‌کانی تری ئه‌م جیهانه‌دا، پێشکه‌وتن و ژیانی ئاسایی به‌دی ده‌کرێت بێگومان ئه‌و کۆمه‌ڵگایانه‌ی ئه‌وان تێیدا ده‌ژین زۆر بوواری پێواوه‌ و که‌ند و کۆسپی سه‌ر رێگایان له‌ به‌رده‌مدا لاداوه‌ و ئێستا وه‌ک ده‌بینین ئاسه‌واری نه‌ماوه‌.

ژیانی ئاسایی به‌  بنه‌ماکانی سه‌ره‌کی ناتوانێت بێ هه‌نه‌ر و ئه‌دب ،مۆسیقا،وێنه‌گری ،په‌یکه‌رسازی،سینه‌ما و تئاتر و ... به‌رێوه‌  به‌چێت و خۆیان لێ ببوێریت. به‌ڵکو هه‌موو ئه‌وانه‌ ده‌بێت ئاوێته‌ و قاڵی ژیان بن تا ژیانی به‌خته‌وه‌ر بۆ مرۆڤ دابین بکات.

یه‌ک  له‌و بوارانه‌ ‌ مۆسیقایه‌ . له‌ وه‌ڵاتانی به‌ هێزی که‌لتوری و ئابووری که‌ پێشکه‌وتوویی به‌ خۆیان دیوه‌ هه‌نگاوی باشیان له‌م باره‌وه‌ ناوه‌  ئاکادمی مۆسیقا بۆ په‌روه‌رده‌ ، به‌ شێوازه‌کانی مۆسیقایی له‌ گه‌ڵ دستگاگه‌لی گۆرانی راد‌ێنن و گروپی اورکسترا و .... به‌ هه‌موو جۆره‌کانی  بۆ کۆمه‌ڵگایه‌کی سالم  پێشکه‌ش ده‌که‌ن.دیاره‌ ئه‌وانه‌ی ئه‌م کاره‌ به ئه‌ستۆوه‌ ده‌گرن ،حکومه‌ت هه‌موو پێداویستی ژیانیان بۆ دابین دکات و ته‌نانت به‌ دانی پاداشی گرانبها خه‌ڵاتیان ده‌کات.

‌ له‌ ناو خه‌ڵاتبوانیشدا ،که‌سانی بلیمه‌ت و زیره‌ک بووه‌ به‌ڵام خۆ راهێنان و په‌روه‌رده‌ جێگای به‌رزی خۆی هه‌یه‌ و که‌سانێکی زۆریش له‌م رێگایه‌وه‌ شاره‌زا ده‌بن و ئه‌وه‌ی گه‌رینگه‌ کار و ئاسه‌وار و ته‌نانت خۆشیان ده‌بنه‌ میراتی ئه‌و نه‌ته‌وه‌و و ئه‌و کۆمه‌ڵگایانه‌ که‌ نموونه‌یان زۆره‌.

به‌ڵام له‌ کۆمه‌ڵگای کوردی دا به‌ هۆی ئه‌و باروودۆخه‌ی که‌ تێیدا ده‌ژێت ئه‌م بووارانه‌ نه‌ره‌خساوه‌ و ته‌نانت له‌ زۆر جێگا و شوێن له‌مپه‌ری  له‌ به‌رده‌مدا بۆ دانراوه‌  و پێش به‌ په‌ره‌ و گه‌شانه‌وه‌ی گیراوه‌ و ئه‌گه‌ر ئه‌وه‌شی هه‌بوبێت له‌ رێگای خۆبه‌خشی تاکه‌که‌سی بوه‌ و ته‌نانت به‌ به‌خشینی ژیانی خۆی و بنه‌ماڵه‌که‌ی له‌ به‌رامبه‌ر نه‌یاردا به‌رهه‌ڵستکاربووه‌.

ئه‌م که‌ندو کۆسپانه‌ بۆ توانه‌وه‌ و له‌ناوبه‌ردن و جنوساید کورد به‌رێوه‌ چووه‌ هه‌ڵبه‌ت مۆسیقا و گۆرانی توانیویه‌تی رێگا له‌ ناوچوونی زمان و کولتوری کوردی بگرێت.

له‌ ناو ئه‌و بلیمه‌ت و شاره‌زایانه‌ی‌مۆسیقا ،بێجگه‌ له‌ مامۆستایانی وه‌ک به‌رێزان سه‌ید عه‌لی ئه‌سکه‌ری کوردستانی،تایرتۆفیق،مه‌زهه‌رخالقی،علی مه‌ردان،ره‌شیدفه‌یزنژاد، خه‌لیل عالی  نه‌ژاد،عه‌تاخان، خله‌درزی،عه‌زیز شارخ ، ئایشه‌شان و ... مامۆستای گه‌وره‌ی شمشاڵ ژه‌ن ،مامۆستا عه‌بدوڵا قادرزاده‌ ناسراو به‌ قاله‌مه‌ره‌ ،توانیوه‌تی به‌ ئه‌و په‌ری بێ ئیمکانیدا به‌لیمه‌تی خۆی نیشان بدات و ده‌نگی شمشاڵه‌که‌ی بێجگه‌ له‌ ناساندن به‌ نه‌ته‌وه‌که‌ی خۆی،به‌ نه‌ته‌وه‌کانی دیکه‌ بناسێنێت.ئه‌مه‌ له‌ کاتێکدایه‌ که‌ به‌داخه‌وه‌ نه‌ته‌وه‌کانی دیکه‌ خه‌ڵاتی ده‌که‌ن به‌ڵام به‌ هۆی ده‌ست کورتی ماڵی ،ناتوانێت ته‌نانت بۆ  وه‌رگرتنی خه‌ڵاته‌که‌ی ئه‌ودیو ببێت . ئه‌وه‌تا مامۆستا گۆران ئه‌م ژینه‌ به‌ ژانه‌ی گه‌له‌که‌ی له‌ پێش تروه‌ پێی زانیوه‌ و ده‌‌بێژێت:

 به ره‌نگی زه‌ردوو وشێوه ی ده ست و شمشاڵی كزا مامه
حه زم كرد به سته‌یه‌ك ببه‌م سه‌راسه‌ر حوزن و ماته‌م بێت
له سیماتا به‌دیم كرد هه‌یكه‌لی عومرێكی حه‌سرت كێش
وه‌‌ها دیاره كه به ختت ئاشیانی بولبولی خه‌م بێت

 له‌لا‌یه‌کی تر  دیاره‌ ئێمه‌ش له‌ ناو ئه‌و کۆمه‌ڵگایه‌دا به‌ هۆی دابین نکردنی ژیانی ئاسایی له‌ سه‌ر به‌نه‌ما ئاماژه‌پێکراوه‌کان چه‌ ئاکام گه‌لی بۆمان ده‌بێت .

  له‌ پاشان‌ هه‌مومان به‌ باشی ده‌زانین ئامێری شمشاڵ له‌ گه‌ل ساکاری و بێ ئیمکانیدا  بۆته‌ میرات و هێمای نه‌ته‌وه‌ی کورد‌ و ئه‌وه ‌سه‌ره‌ڕای  که‌ندو و کۆسپه‌کانی سه‌ر رێگای ، ئه‌بێت بۆ نه‌وه‌کانی پاشه‌رۆژ به‌پارێزرێت.

 ئه وه ندم بیست له موسیقا خروشی روحی بیگانه
میزاجی کورده واریم تیک چوه درویش عه بدوولا

 هه‌ر ماڵی هونه‌ر و ئه‌دبی کورد ئاوه‌دان و نموونه‌ی قاله‌مه‌ره‌ فراوان بێت.

 

|+| نوشته شده در  شنبه سی ام آذر 1387ساعت 20:28  توسط کامل سیدی مقدم  | 

لنگه کفش و طبعات پرتاب آن

  در چند روز پيش هنگام مصاحبه مطبوعاتي رئيس جمهور امريکا جورج بوش با همتاي عراقي خود نوري مالکي در  بغداد با پرتاب لنگه کفش منتظر الزیدی خبرنگار تلویزیون البغدادیه مواجه شد که بلطبع به لحاظ سياسي داراي طبعات منفي در سطح جهاني برای طرفین نيز بود و بنده به زعم خود نکاتي را در مورد جنگ عراق بيان مينمايم.

  ·    علي رغم جنگ آمريکا و متحدان آن در عراق و تبعات آن ، دستاورد مهمي را نيز بدنبال داشت که سقوط يکي از دژخيم ترين و سفاکترین حکومتهاي جهان بود.

·       آرايش فضايي سياسي به نحوي چيده شد که در کنار سنيها(حاکمان انحصاري و بلا منازع عراق از بدو تاسيس)، شيعيان و کردها نيز سهيم شدند .

·       سوء استفاده اخلال گران دخيل در عراق که تا بحال موجب قتل و عام چندين هزار مردم بي گناه شده اند.

·       سوء استفاده در رسانه هاي امريکايي و اروپايي به نفع خود.

·       تلویزیون البغدادیه این رخداد را در قالب آزادی بیان اعلام نمودند که خود جای بسی تامل است که اینگونه آزادی بیان نیز تاویل و تفسیر میگردد.

  و اينک اگر از این تفسیرات سیاسی نیز خارج شویم خاطره اي در چند سال پيش در کلاس کيفيت با يکي از استادان ژاپني بنام پروفسور يوشيدا بازگو مي کنم که شايد بتواند به برخي از مجهولات پاسخ بدهد.

روزي در سر کلاس که با جنگ در افغانستان مصادف بود استاد در مورد جنگ جهاني دوم و تبعات آن سخن به ميان آورد. ایشان میگفتند که مردم ژاپن در اثر بمبارانهاي آمريکايي ها دچار بيشترين خسارت ها شده بودند و در آن هنگام من بچه اي بيش نبودم .داراي تنفري وحشتناک از آمريکاييها بودم و پيش خود ميگفتم من هم بزرگ شدم چنين هواپيماهاي ميسازم و همين گونه آمريکاييها را بمباران مي نمايم.

اما ژاپنيها بعد از پايان جنگ راه ديگري را انتخاب نمودند و الان توانسته اند بعد از آمريکا ،بزرگترين قدرت اقتصادي جهان ميباشند و بدین گونه که در اوايل دهه هشتاد ميلادي در يکي از ايالتهاي آمريکا بنام تنسي ، کارخانه نيسان ژاپني راه اندازي نموديم و سپس آمريکايي ها را به کار در کارخانه کشانديم و بدين صورت توانستيم قدرت ( آقایی )خود را به رخ آنان بکشيم.

پس میتوان گفت چنين عملکردي ميتواند چه بسا خدمت به بشريت نيز در پي داشته باشد و  جنگ و خونريزي تنها راه انتقام نمي باشد .

|+| نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 11:16  توسط کامل سیدی مقدم  | 

کێشه‌ی مێژوویی كورد له‌ رۆژهه‌ڵاتی ناوین

 ئه‌گه‌ر له‌ ناوكومه‌ڵگاكانی پێشكه‌وتوودا ، هێز و توانای زورتر ده‌بینرێت ئاڵوگۆره‌کان به‌ خێرایی ئه‌چێت به‌ رێوه‌ ، ئه‌وه ئه‌گه‌رێته‌وه بۆ باری ده‌رونی ناو ئه‌و كومه‌ڵگایانه‌. له‌ناوخۆدا گیروگه‌رفت وكێشه‌كانیان دۆزیوه‌ته‌وه و توانایان بۆ له‌ناوبردنیان خوستۆته‌گه‌ر و به‌م شێوه‌یه‌ ناوخۆیان بۆ بر‌نگاربونه‌وه‌ له‌ گه‌ڵ هه‌ره‌شه‌ ‌كان ته‌رخان كردوه‌.‌‌

بێده‌نگی و سه‌رینه‌وه‌ی  کێشه‌کان  به‌ قازانجی پاوانخوازان ئه‌بێت له‌ به‌رامبه‌ردا ،له‌ناوبرده‌نی ئه‌توانێت ‌خزمه‌ت به‌ کۆمه‌ڵگای جیهانی و مرۆڤایه‌تی بێت.

له‌ناوه‌ندی كێشه‌ ئاڵۆزه‌كانی رۆژهه‌ڵاتی ناویندا كێشه‌یه‌ك ساڵانی زۆره‌ ئه‌م ناوچه‌یه‌ی له‌خۆ گه‌رته‌وه‌ و ته‌نانه‌ت هۆكار و سه‌رچاوه‌ی گه‌رژی نێوده‌وڵه‌تی و ناوچه‌یی لێ كه‌تۆته‌وه‌ ئه‌وه‌ش كێشه‌ی كورد له‌رۆژهه‌ڵاتی ناویندایه‌ . دیاره‌ نووسین له‌م بابته‌ به‌ هۆی ئیحساس به‌ گه‌رفتێکه‌ که‌ ساڵانی زۆره‌ به‌ قازانجی رۆژهه‌ڵاتی ناویندا نییه‌ و گه‌رژی زۆری لێ که‌وتۆته‌وه‌ و ئێستا رێگای چاره‌سری له‌ لای هه‌مووان و ده‌وڵه‌تانی‌ زه‌ق کردۆته‌وه‌.

بۆ ئه‌م په‌رسه گرینگه‌ له‌ناو كۆمه‌ڵگای كوردیش ده‌بێت ده‌رگایه‌ك بۆ خستنه‌ به‌رباسی كێشه‌كان به‌كرێته‌وه‌ و پروگرامی له‌ ئاست تێئۆری ، پراكتیك و ئێستراتیژی به‌ره‌و روو بكرێته‌وه‌ و به‌شێوه‌یه‌كی دێموكراتیك و دوور له‌ تندووتیژی و گه‌رژی ،به‌رژه‌وه‌ندی خۆی به‌پارێزێت.

ئه‌م ناوچه‌یه‌ كه كورد تێیدا ده‌ژی و كوردستانی پێده‌وترێت هێندێک مشخه‌ساتی تێیدا هه‌یه‌ به‌ریتین له‌ :

  1.  جوغرافیایی (ژئۆپلیتیك،ژئۆهیدولیك،ژئۆپترۆل ،ژئۆئێستراتژیك)                   
  2.      مێژوویی  (حکومه‌تی ماد ،ئیماره‌ته‌کوردیه‌کان ،کۆماری کوردستان .....)
  3.      ئابووری ( نه‌وت ، کانی ژێرزه‌وی،كشت و كاڵی ،ئاژه‌ڵداری،باغداری....)   
  4.     كۆمه‌ڵناسی(رێژه‌ی حه‌شیمه‌ت‌ ،نه‌خوێنده‌واری،كه‌لتوری عشیره‌ای ....)
  5.      سایكۆلوژی (شه‌ری ده‌ره‌كی ،شه‌ری ناوخۆیی و دووبه‌ره‌کایه‌تی، ژێنۆساید و ئه‌نفال ،كیمیاباران،كۆچی زۆره‌مه‌لێ و کۆچی ئیختیاری ....)
  6.      سیاسی(ئیراده‌ی خۆ به‌ریارده‌ر ،قه‌یرانه‌کانی ده‌ره‌کی و ناوخۆیی ...)

شایانی باسه وه‌ڵاتی کوردستان  له‌ سه‌ره‌تاوه‌ یه‌ک  و پێکێنه‌ری  ئێران بووه‌ به‌ڵام له‌ ساڵی 1639زایینی (پیمان قصرشیرین)له‌ نێوان ئێران و ‌عوسمانی له‌ به‌ر بێ کفایتی سه‌فه‌ویه‌کان دابشکرا پاشانیش له‌ دوای شه‌ری یه‌کمی جیهانی،به‌شێکی تر  له‌ کوردستان به‌ فیتی ئینگلیس و فه‌رانسه‌ دابرا و وه‌ڵاتی عێراق و سوریای ئه‌مرۆی لێ پێکهات‌ ،  زۆر کێشه‌شی تا ئێستا لێ که‌وتۆته‌وه‌.

له‌ کوردستاندا زۆر گیروگه‌رفت هه‌یه‌ و ئاکام گلێکی خه‌راپی د‌روست که‌ردوه‌ و دیاره‌ ریشه‌ی ناوخۆیی و ده‌ره‌کی هه‌یه‌ و لێره‌دا مه‌به‌ست له‌ هێنانه‌وه‌ی که‌م و کووریه‌کان خۆناسینه‌ و ئه‌م وه‌تانه‌ له‌ ئاست به‌ نه‌یار  بیر ئه‌هێنه‌مه‌وه‌ و ئه‌ڵێ:

(( خۆناسین 50% ئامانجه‌کان ئه‌پێکێت،خۆناسین له‌ گه‌ڵ دووژمه‌ن ناسین 100% ئامانجه‌کان ئه‌پێکیت ،هه‌ر به‌م پێوانه‌ خۆنه‌ناسین دۆڕاندنی 100% ئه‌هێنێت )).

به‌م بروایه‌ چاره‌سه‌ر نه‌کردنی که‌م و کووریه‌کان ئه‌توانێت دابرانی زۆرتری لێ بکه‌وێته‌وه‌ و به‌رهه‌ڵستکاری نائاگایانه‌ و تندرۆیانه‌ ، دوارۆژی تاریک و لێڵ پێکبێنێت. که‌مایه‌سیه‌کان هه‌رکام به‌ قورسای تایبه‌تی خۆیی‌ به‌ریتین له‌مانه‌ی خواره‌وه‌. دیاره‌ هه‌نگاوی یه‌که‌م ناسینیانه‌ و پاشان له‌ناوبردنیانه‌.

  •     نه‌بونی په‌لان و پرۆگرام(کورت خایه‌ن،ده‌رێژخایه‌ن) و پرۆگرامی ئیستراتیژیک
  •       ئابووری بێ هێز و بێ توانا و نه‌بونی ره‌که‌به‌ر
  •      نه‌بونی ئیبتکاری عه‌مه‌ڵ و ئاڵتێرناتیڤی جۆراوجۆر و به‌ هێز
  •      نه‌بونی فیكر و ئه‌ندیشه‌ی نوێ و به‌هره‌ی خوڵقێنه‌ر 
  •      نه‌بونی رێبه‌ری به‌هێز و توانا له پاڵ کۆمه‌ڵگای ئاگا و پێگه‌شتوو و تێگه‌شتو
  •      نه‌بونی فیكری منطقی له‌ ئاست ‌ ئێحساساتدا 
  •       پشتیوانی نکردن له‌ خۆیی و متمانه‌ی زۆرتر و سازگاری له‌ گه‌ڵ‌ نه‌یاران
  •      چاوه‌روانی به‌ هێزی ده‌ره‌کی و به‌ڕوانه‌بوون به‌ هێزی ناوخۆیی
  •      نه‌بونی فیكری خه‌لاقانه‌ بۆ حه‌لی كێشه‌كان
  •      نه‌بونی ئاگاداری له‌ دونیای ده‌ره‌وه ،موعادلاتی نێوده‌وڵه‌تی و نه‌هێنی
  •      نه‌بونی ئاگاداری له‌ موزاكرات و ئانجامه‌كانی (به‌راوه - ‌به‌راوه‌)
  •      خۆ به‌سته‌نه‌وه‌ به‌ ئیدۆلۆژی تندرۆیانه‌ و بێكه‌ڵكی ده‌ره‌كی و ئه‌ندیشه‌ی به‌سه‌رچوو و کۆن
  •      له‌ ناوچونی بیری نه‌ته‌وه‌یی له‌ کۆمه‌ڵگا
  •     تێكچونی دیموگرافی كوردستان
  •      كێشه‌ی ژه‌نان
  •      نه‌بونی پروسه‌ی بیرکه‌ردنه‌وه‌ و كارامه‌
  •      نه‌بونی کادری به‌رێوه‌به‌ر و  په‌روه‌رده‌کار
  •      جیابونه‌وه‌ی توێژی رۆشنبیر له‌  کۆمه‌ڵگا
  •      نه‌بونی مێدیا و راگه‌یاندنی نه‌ته‌وه‌یی
  •      جیاوازی ئایینی و مه‌زه‌بی
  •      نه‌بوونی زمانی یکگه‌رتوو  (جیاوازی زمانی کوردی به‌ چوار شاخه‌ی سۆرانی،کرمانجی،که‌لهوری  و هه‌ورامی له‌ گه‌ڵ وێژه‌کانی ناوچه‌یی)
  •      سیاسیزاسیۆنی کۆمه‌ڵگا
  •      نه‌بونی لێبردوویی و فه‌رهه‌نگی پێكه‌وه‌دانیشتن و گفتوگۆ و تێگه‌یشتن
  •      تحمل نه‌کردنی یکتر و پێکه‌وه‌ کار کردن
  •      پیسبونی ژینگه‌ی كوردستان (كیمیایی – مین و ...)
  •      ئالوده‌ بونی کۆمه‌ڵگا به‌ ماده‌سرکه‌ره‌کان
  •      سه‌رینه‌وه‌ی هویتی مێژوویی و کولتوری کۆمه‌ڵگا
  •      ناشاره‌زایی کۆمه‌ڵگا به‌ مافه‌کانی
  •      دابه‌شبوونی کوردستان  به‌ وه‌ڵاتانی دیکه‌ و مانه‌وه‌ی کورد به‌ که‌مینه‌ له‌و وه‌ڵاتانه‌
  •      دابرانی کورد له‌ ده‌سه‌ڵات و ته‌نانت ئیراده‌ی ناوخۆ

 

كێشه‌ی كورد یه‌ك له‌و گه‌رێ و گۆڵه‌ سیاسی و جوغرافی و مێژوویانه‌ی گه‌رێدراوی به‌ به‌ژه‌وه‌ندی زه‌ل هێزه‌كان و ده‌وڵه‌تانی رۆژهه‌ڵاتی ناوینه‌ . نه‌یاران تنگ و چه‌ڵه‌مه‌ی زۆریان بۆ ده‌روست کرده‌وه‌ به‌ڵام نه‌ک به‌رهه‌ڵستکاری نه‌که‌رد‌وه‌ به‌ڵکوو بێ تفاوت بووه‌ ئه‌ویش زۆرتر له‌ رووی ناشاره‌زایی و ته‌نانت بێ ئاگایی خۆی بووه‌.

دیارده‌ی دانیشته‌وانی ئه‌م وه‌ڵاته‌  به‌ پێی توانا و پتانسیله‌ نێوخۆیه‌کان هه‌رگیز کۆبه‌ند نه‌که‌راوه‌ و هه‌مووکات به‌ به‌هانه‌ی بیر و بۆچونی جیاواز هه‌ر له‌ سه‌ره‌تا و حکومه‌تی ئیماره‌تی تا ئێستا ده‌ژ به‌ یه‌کتر به‌کار هاته‌وه‌ و کاره‌سات و مه‌رگه‌ساتی لێکه‌وتۆته‌وه‌ .

کوردستان له‌ پێناو ئه‌م مشخه‌سانه‌دا له‌ گه‌ڵ فاکتره‌کانی‌ ئه‌قلیمی ،که‌ش و هه‌وا ،ژینگه‌ و .... خاڵی به‌هێز و خاڵی لاواز به‌ هه‌ل و هه‌ره‌شه‌کان پێکدێنێت.

له‌ كاتیكدا ( كێشكچی باشی) حاكمی ساوجبڵاغی مكری له‌ هێرشی خه‌ڵكی ناوخۆ له‌ به‌ر بێ عه‌داڵه‌تی له‌ كاتی شۆرشی شێخ عوبیدوڵا له‌ ساڵی ١٢٩٧ ه‌.ق ،هه‌ڵات و پاشان هێزی به‌رهه‌ڵستكاری داوا كه‌رد. به‌ڵام نادر میرزا له‌ كتێبی (شرح وقایع – تاریخ و جغرافیای دارسلطنه‌ تبریز )ئه‌نووسێت:

 ((ئه‌م داواكارییه‌ راست و ده‌روست له‌ بێ ده‌سه‌ڵاتی و بێ سیاستی ئه‌وه‌. بۆئه‌وه‌ی به‌ بیر و رای دانیشتووانی پایتخت و ئاگاداران ، ده‌سه‌ڵاتداری به‌ سه‌ر كوردستان پێویست به‌ هێز ناكات و كوردستان ته‌نیا هه‌رێمێكه‌ كه‌ بۆ ده‌سه‌ڵاتداری،ماموران ئه‌بێت  له‌ ناكۆكی نێوانی ‌عشایر و گه‌وره‌ ده‌سه‌ڵات دارانی كورد بۆ له‌ناوبه‌ردنی خۆیان كه‌ڵك وه‌رگیرن)).

له‌ تێگه‌شتن له‌ سیاست و بارودۆخی رۆژدا ئه‌وه‌ی قه‌ت له‌ به‌رژه‌وه‌ندی و به‌رێوه‌چونی ئامانجه‌کانی کورد‌دا نیه‌ و کاتی وایه‌ به‌ره‌و د‌واوه‌یه و پاشانیش کاتی وایه‌ به‌ره‌و ‌ پێشه‌ و ئه‌مه‌ نابێت ببێته‌ هۆی دابه‌ران و ده‌ڵ ساردی له‌ تێکۆشان به‌ره‌و پێشه‌وه.

ئه‌گه‌ر له‌ مێژوو چاو ‌به‌کرێت ،ئه‌وه‌‌ به‌ راشکاوی باس له‌ نه‌ته‌وه‌ی کورد به‌ ریشه‌ی مێژوویی نیشته‌جێ له‌م وه‌ڵاته‌ ئه‌کات به‌ڵام ئه‌مه‌ش له‌ کاتێکدایه‌ له‌ زۆر خه‌زمتگوزاری بی به‌هره‌‌یه. ئه‌م وه‌روژانه‌ به‌ژانه‌ به‌ راشکاوی ئه‌گه‌رێته‌وه‌ بۆ خۆی که‌ هه‌رکات چاو له‌ ده‌ست‌ بووه‌ و له‌ هێزی ناوخۆ نیتوانیوه‌  که‌ڵک وه‌ربگرێت . هێنانه‌وه‌ی ئه‌م ژانانه‌ لێره‌دا نه‌ک به‌بێته‌ هۆی داره‌مانی کۆمه‌ڵگا،به‌ڵکوو ببێته‌ هۆی پێدا چوونه‌وه‌یێک به‌ کاره‌کان به‌ بیرێکی سه‌رده‌میانه‌  .‌

له‌ لایه‌کی دیکه‌وه‌ سه‌ره‌رای ئه‌وه‌ی هه‌موو گه‌لێک بۆی هه‌یه‌ سه‌ربه‌خۆ بێت‌ به‌ڵام ئه‌مه‌ له‌ کاتێکدایه‌ زۆر ده‌وڵه‌ت و وه‌ڵات له‌ جیهاندا له‌ فه‌ره ‌نه‌ته‌وه‌ پێکهاته‌وه‌ و یه‌کیتی ئاره‌زومه‌ندانه‌ی هه‌ڵبژارده‌وه‌ و ئه‌م ئه‌رکه‌ش‌ له‌ سه‌رشانی کورد و به‌رامبه‌ریش دایه‌‌. ئه‌رووپا له‌ دوای مه‌لملانێکی زۆر له‌ پێشوودا خه‌ریکی پێکهێنانه‌وه‌ی یه‌کییه‌‌تیه‌ و  ژیان و گوز‌رانی خه‌ڵکیش به‌ پێی  پێوه‌ری جیهانیه‌کان  زۆر به‌ باشی به‌ رێوه ئه‌چێت ‌.

گه‌رچی تائێستاش نه‌یاران ده‌ژ به‌ هه‌‌موو کیانی کورد هه‌ستاوه‌ و هه‌موو هێرشێکیان له‌ سه‌ر کورد که‌رد‌وه‌ به‌ڵام کورد هه‌ر له‌ وه‌ڵاتی خۆیدا به‌رنگار بۆته‌وه‌.

ئه‌وه‌ی تا ئێستا هۆی پاشکه‌وتویی و د‌واکه‌و‌توویی رۆژهه‌ڵاتی لێکه‌وتۆته‌وه‌ و به‌ قازانجی وه‌ڵاته‌ ده‌ره‌کیه‌کان ته‌واو بوه‌  به‌و په‌ری راشکاوی ئه‌بێ به‌ڵێین دانه‌نوستان و وتوو وێژ نه‌کردن و تێنه‌گه‌شتن له‌ گه‌ڵ یکتر له‌م هه‌رێمه‌ بوه‌ و کیشه‌کان به‌ ئاوه‌ڵایی هێشتراوه‌‌ته‌وه‌.

شعاری تندرۆیانه‌ و قه‌به‌دار نه‌ک به‌ به‌رژه‌وه‌ندی هیچ لایه‌نێک نیه‌ به‌ڵکوو ئه‌توانێت دیارده‌ی بێ متمانه‌ لای کۆڕ و کۆمه‌ڵه‌کانی نێو نه‌ته‌وه‌یی و نێوخۆیی دروست بکات.

چاره‌سری مافی مرۆڤ ، سازدانی ژێرخانی ئابووری،سیاسی ،کۆمه‌ڵایه‌تی و .... ئه‌توانێت متمانه‌ له‌ کۆمه‌ڵگادا دابین بکات.

‌‌له‌ پاشان ئه‌وه‌ی له‌ کۆمه‌ڵگادا کێشه‌کان به‌ره‌و نه‌مان ده‌بات به‌رینی یک له‌ دوای یه‌کی کێشه‌کانه‌ و له‌‌ پرۆسه‌ی کورت خایه‌ن ناگونجێت و پرۆژه‌ی پێویسته‌.ته‌نیا حه‌لی ئاشتیانه‌ و دوور له‌ تندوو تیژی بۆ پێکهێنان و ده‌سته‌به‌رکردنی مافه‌کانی گه‌شتی و لێک تێگه‌شتن رێگای چاره‌یه‌ ‌.

 

 

 

|+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 20:30  توسط کامل سیدی مقدم  | 

عاقبت بخير باشيم

  در طی چند مدت اخير شاهد برخي ناهنجاریها و رشد آنها بصورت غیر متعارف در جامعه بوده که به لحاظ رفتارشناسی و کاربرد آن در اصلاح عملکردها دارای اهمیت خاص بوده که در ذیل ذکر میگردد.

 ·         تحریف بیش از حد .

·         تمجید بیش از حد.

·         اطاعت محض برخی افراد در مقابل خود محوری برخی دیگر.

·         خاله زنکبازی و زیرآبزنی.

·         افزایش فساد.

·         افزایش مخدرات.

·         خشونت و ناسزاگویی.

·         سرقت اموال.

·        روزمره شدن بیش از حد امورات.

 برای برون رفت از چنین بحرانها و جلوگیری از هدر رفتن سرمایه های اجتماعی-اقتصادی،فرآوری داده ها و طراحی مجدد مهندسی جامعه را میطلبد.

 (در چند روز اخیر از سرقت مسلحانه طلافروشیهای رحیم زاده و آخوندی مطلع شدم  که زخمی شدن برخی از همشهریان و سرقت از طلا فروشی ها را در بر داشته است و بسیار متاسف شدم. امید است هرچه زودتر حال مصدومان بهتر و شاهد شناسایی وبرخورد با سارقان و استرداد طلاهای مسروقه باشیم).

|+| نوشته شده در  جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 0:0  توسط کامل سیدی مقدم  | 

موميايي پادشاه زاگروسيان

در چند روز اخير در طي خاکبرداري از کنارجاده سنندج - حسن آباد ، چند گور انسانی با اشيا آنان پيدا شد که داراي قدمتي تاريخي 3000ساله بوده است و دولت بصورت رسمي تاييد و آنرا از صدا وسيما پخش نمود.اما در اين ميان فيلمي در حتي کمتر از يک دقيقه از يک موميايي در درون تابوتي با نشان ماهي و نوشتار ميخي بر روي و تاجي بر سر آن ، در سايتهاي اينترنتي نظر بسياري را بخود جلب نمود که به همان مکان منتسب مينمايند. ولي دولت آنرا ساختگي و بدور از واقعيت و جعلي اعلام نموده و بحثهايي را به جهت صحت و سقم آن در ميان مردم فراهم کرد .

اما بنده به زعم خود که داراي عدم تخصص در زمينه اينگونه آثار بوده لذا اظهار نظر را نيز بجهت صحت و سقم یا رد آن نميتوانم داشته باشم . اما بدليل تحريفهاي تاريخي و فرهنگ زدايي کردها  که در چند صد سال پيش تا کنون شاهد هستيم . مسائلی در ذهن بنده  متبادر نموده و تا کنون نيز بي پاسخ مانده است که مطرح مينمايم.

·علي رغم وجود آثار باستاني فراوان ديگر در منطقه و شناسايي آنان ، اما از قبل تا کنون شاهد به تاراج بردن آثار آنها ، قاچاق وحتي نمايش در موزه هاي  امريکا و اروپا  بوده وباعدم بازگرداندن  مواجهه بوده ايم.

· علي رغم شناسايي منطقه ي زاگروسيان و ثبت در آثار ملي ،اما شاهد خاکبرداري در آن نواحي و تيديل به محل جاده ميباشيم.

· علي رغم ساخت و نمایش این فیلم اما شاهد عدم شناسایی و معرفی سازندگان فیلم هستیم .

اين سوالات و چندين سوال ديگر در ذهن مردم ، باعث گرديده حتي

سوء استفاده گران نيز وسوسه شده و جامعه را با بحران مواجهه نمايند.

 

|+| نوشته شده در  چهارشنبه ششم آذر 1387ساعت 18:56  توسط کامل سیدی مقدم  | 

اخلاق در مهندسي *

 

       ساختارهاي پيچيده سازمانها،مؤسسات ، شرکتها با پيشرفت تکنولوژي وصنعت و تنيده شدن انسان با مخلوقات و محصولات خودضرورت نوعي تعاملات توسط مهندسان را ميطلبد که ازيک طرف ضامن استمرار بقاء و زندگي با رفاه وآسايش در حد استاندارد و از طرف ديگر جلوگيري ازهدر رفتن منابع و ذخاير طبيعي را ايجاد نموده است. اين ميتواند نوعي تعهد ،خدمت واستقلال رأي را در فرمتي بنام اخلاق درمهندسي که چه بسا در روشها ودستورالعملها بندرت و يا شايد هرگز درج نشده باشد معرفي مي نمايد.

وجود چنين رفتارها ميتواند تضمين کننده توسعه کشور ، قدرت در سطح بين المللي و رضايت و آرامش و شادي براي فرد  نيز گردد.

اخلاق در مهندسي چيست؟

اخلاق در مهندسي چيزي جز فعاليت اجتماعي ،نيت،تعهد شخصي،مسئوليت ،ارزش ها ،چشم اندازها و اعتقاد به پيشرفت و تکنولوژي نمي باشد .

 بخش عمده آن به پيشگيري از انجام خطا و منش مسئولانه و استراتژي ها و اعتقاد به پيشرفت مربوط مي شود  که ميتواند در قالب فعاليت يک مهندس شيمي که در بخش محيط زيست شرکتي کامپيوتر مشغول ميباشد بيان گردد .شيميست متوجه تخليه مقاديري غير مجاز سرب و آرسنيک در فاضلاب شهري ميگردد.شهر پس از پردازش فاضلاب ، از آن کود تهيه مي کند و اين کود مورد استفاده کشاورزان محلي قرار ميگيرد.شهر براي اطمينان از ايمني قوانين بسيار محدود کننده اي در مورد تخليه سرب وآرسنيک دارد. تحقيقات  شيميست را متقاعد به کنترل آلودگي قويتر و نصب تجهيزات ديگري مي نماييد اما مدير او مصر است هزينه چنين تجهيزاتي بالاست.شيميست مسئول موفقيت شرکتش مي باشد اما در قبال جامعه که خانواده و خود نيز در آن بسر ميبرند مسئول است مضافا"مسئول پيشرفت و ارتقاء شغلي خود و مسئوليت در قبال تامين معاش براي خانواده مي باشد.

در واقع شيميست با معماهاي که در ارزش هاي اخلاقي در تضادند مواجه مي باشد .لذا او چه بايد بکند؟

همانگونه که آمده در مسائل مهندسي مانند هر جاي ديگري داراي  ارزشها بيشمارند و تحت شرايطي در تضاد هستند. حل اين مسايل بغرنج نيازمند قضاوت خوب در باره هماهنگ کردن و يک پارچه کردن ارزشهاي متضاد است.

پايه حساسيت اخلاقي با مسئوليت عمومي نسبت به ارزشهاي اخلاقي عموما" زماني که در کودکي به ما آموزش داده مي شود تا به نيازها و حقوق ديگران و خود حساس باشيم بنا نهاده ميشود. در صورت تخطي از آن مي تواند به جامعه  ستيز بالغ گردد که هيچ درکي از خير و شر اخلاقي ندارد.

جهت بهبود بخشيدن به درک مسائل اخلاقي و ايجاد تفکر خود مختار ،مهارت هاي عملي در محدوده اخلاق مهندسي ،شامل موارد ذيل مي باشد.

 1-آگاهي اخلاقي

2-استقلال اخلاقي

3-همساني اخلاقي

 4-ابتکار اخلاقي

 5-ارتباط اخلاقي

6-عقلانيت اخلاقي

 7-احترام به افراد

8-تحمل تنوع(احترام به تفاوت هاي نژادي،ديني،مذهبي و.....)

9-اميد اخلاقي

 10-پاکدامني.

 ابعاد مهندسي چيست؟

محصولات مي توانند وسايل حمل و نقل ، سيستم هاي ارتباطات،پزشکي و تاسيسات و پالايشگاهها و لوازم خانگي ... باشند.

ايده يک محصول جديد ابتدا از طراحي مفهومي ظهور و اين منجر به برقراري مشخصات عملکرد و انجام يک تحليل اوليه بر اساس ارتباطات کارکردي متغير هاي طراحي ميشود.اين فعاليت نيز به تحليل دقيق تر و بعضا" شبيهه سازي کامپيوتري و مدلها و نمونه هاي اوليه فيزيکي منجر مي شود.

محصول نهايي فعاليت طراحي ،مشخصات جزئي و نقشه هاي تفصيلي کليه اجزاست.پس از آن فعاليت عمده ،توليد است که شامل زمانبندي انجام فعاليت هاي خريد مواد اوليه و اجزاء توليد قطعات ،مونتاژ اوليه ،مونتاژ نهايي و آزمونهاي عملکردي محصول است.

فروش و يا تحويل در صورتي که کالا نتيجه ي يک قرارداد باشد در مرحله بعدي قرار گرفته بعد از آن مهندسان توليد کننده يا مشتري  کار نصب ،آموزش ،تعمير و نگهداري و نهايتا" بازيافت يا انهدام را انجام مي دهند.

آنچه لازم به ذکر است مهندسي هميشه منتج طرحها و فرآيندهاي يکي پس از ديگري و پيشرفت آنها بصورت مستقل از هم نيستند بلکه مهندسي عبارت است از سعي و خطاها با عقب گردهايي بر پايه تصميم هاي حاصل از بررسي نتايج و بازخوردهاي بدست آمده در طي مسير اجراي آنهاست که ممکن است تغييراتي لازم باشد تا عملکرد محصول بهبود يابد يا محدوديت هاي هزينه و زمان را در بر بگيرد.

البته اين موارد نيز به نوبه خود در پاره اي از موارد در ابعاد مهندسي بخوبي پيش نمي رود و خود داراي مسائلي است که دلايل آن شامل موارد ذيل مي باشد.

1-کوته بيني

2-بي کفايتي

3-کمبود زمان

4-کمبود مواد اوليه

5-ذهنيت بلا استفاده مهندسان 

 6-عدم صداقت

7-در نظر نگرفتن مسائل ايمني

8-نظر به استفاده از محصول توليدي پس از فروش.

هنگامي که يک مهندس در قبال خود و ديگران مسئوليت دارد منظور اينست که :

·  به مسئوليتش عمل کند(وظايف)   

· مسئول بودن به معناي پاسخگويي در برابر چگونگي بر آورد ساختن وظايف(پاسخگويي)

·  مسئولانه عمل کردن(وجدان)

·  قابليت پذيرش خطا در صورت بروز و ظرفيت در صورت انجام کار خوب(تقصير/شايان تقدير)

لازم است يادآوري شود موارد به معناي اين نيست همه تعهدات بر گردن مهندسان مي باشد بلکه ديگر  افراد نيز به لحاظ برخي امور مانند راستگويي ،عدالت،درستکاري و تعهدات شغلي داراي مسئوليت مي باشند.

 

اهميت موضوع تحت عنوان <<اخلاق در مهندسي>> دراين نهفته است که اين تفکر را ميتوان به کليه امورات و فعاليتهاي جامعه تعميم داد و بازخورد آن را تحت عنوان <<مهندسي جامعه>> بجهت مديريت صحیح آن و برون رفت از بحرانها و سرآغازی بر زندگی مدرن بررسي نمود . البته در برخي موارد نيز براي انحراف مسئله ، مديران ارشد در تقسيم وظايف کوتاهي نموده اند و متخصصين جامعه را برکنار و بجاي آنها غير متخصصين را بکار گمارده اند که جه بسا خود داراي انحرافات کلي وسرچشمه فساد گشته و باعث از دست دادن اعتماد عامه مردم مي شود که هدر رفتن سرمايه هاي هنگفت جامعه و از طرف ديگر عدم حضور متخصصين ، فقر آگاهي جامعه را سبب خواهد شد و آنرا بسوي قهقرايي سوق خواهد داد که همگان از آن متضرر خواهند شد.

اميد است با دوباره طراحي و برنامه ريزي مهندسي جامعه ، انحراف و عقب ماندگي جامعه را اصلاح و در مسير نيل به اهداف گام بنهيم.

  

*این مطلب که تقدیم عزیزان می نمایم  قبلا در سایتهای دیگر درج شده بود اما بجهت اطلاع شما ، حیفم آمد در وبلاگ درج نگردد. امید است این مطلب الفبایی برای اخلاق در دنیای مجازی ارتباط الکترونی و وبلاگ باشد.

 

|+| نوشته شده در  دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت 18:6  توسط کامل سیدی مقدم  | 

تحريف در اطلاع رساني يا عدم آگاهي

در چند مدت گذشته با نوعي اطلاع رساني از طرف آگاهان و تحليلگران نخبه در ميديا برخورد نمودم که انحراف تحليل از اصل مسئله ،فرسنگها فاصله دارد که به اختصار به مواردي علی رغم احترام به آن بزرگواران،جهت روشنگري و اطلاع رساني صحيح همگان اشاره اي چند مينمايم.

·    طي مصاحبه راديو ژيار با آقاي دکتر ناصر انتصار و مترجمي آقاي دکتر عرفان قانعي فرد در ارتباط با مسئله جمهوري کردستان و عدم نفوذ آن جمهوري به ساير مناطق کردنشين مانند سقز ،سنندج و کرمانشاه چنين ذکر مينمايد که عامل عدم نفوذ آن ،وجود مذهب تشيع در بين ساکنين آن مناطق بوده که بنده اين عامل را به هيچ وجه موثر ندانسته و نمي دانم . حتي شهرهاي سقز و سنندج سني مذهب هستند. بلکه عوامل ديگر از جمله قدرت نظامي(لجستيک-اسلحه-مهمات و عدم وجود نيروي نظامي متخصص و آموزش ديده) ،اقتصادي و ... را در آن دخيل ميدانم .لازم بذکر است اگر چند شهر نيز تحت نفوذ مستقيم جمهوري کردستان بود به توسط پيشمرگان مرحوم ملا مصطفي بارزاني و سپس نيروي نظامي بومي اداره ميشد.

·    طي مصاحبه  روژهه‌لات با آقاي سعيدحجاريان در ارتباط با مسئله کرد در ايران ،ترکيه و عراق چنين بيان مينمايد که کردها بدليل اختلاف نژاد، زبان، دين و در قرون معاصر دولت است از نظر من هيچكدام از این عوامل در سرزمين ايران ويژگي ملي براي كردها ايجاد نمي‌کند و ملت کرد محسوب نميشوند اما بدليل تفاوتهاي کرد با ساکنين ديگر در کشورهای ترکيه و عراق ، کرد ملت است که بیان این شکلی مسائل بيشتر گفته يک بام و دو هوا را به ذهن متبادر ميکند. بايد دراينجا اين مسئله را نیز بيان نمود که ابتدا سرزمين کردها جزء ايران بوده و در سال 1639 .م  در پیمان قصر شیرین طي بي کفايتي سلسله صفوي از ايران جدا و به ترکيه الحاق گرديد و همچنین کردها با همسايگان خود علي رغم برخي تفاوتها ،برخي همسانيها را نيز با هم دارند و آنچه در ساير جاها نيز وجود دارد . در مورد زبان کردي ايشان وانمود مينمايند به دليل اينکه زبان كردي داراي آميختگي با زبان فارسي است پس فارس ميتواند اين مشخصه را از کردها سلب نمايد . سئوال اينجاست آن موقع زبان فارسي بوسيله زبان عربي بدليل هم آميختگي آن داراي چه سرنوشتي خواهد بود .به هر ترتيب ما ميدانيم ملت عرب با ملت فارس علي رغم برخي همسانيها،اما هردو ملت هستند . باري به هر ترتيب تحريف ،امحاء و زدودن مشخصات نميتواند راهگشاي مسئله کرد گردد و بايد حل آنرا در جاهاي ديگر و به ديده تسامح و هم انديشي جست.

در پايان آقاي حجاريان به مسائلي نيز اشاره نموده که ميتواند مبداء گفتمان براي هم انديشي نويني باشد.

 

 

|+| نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 18:31  توسط کامل سیدی مقدم  | 

چالش های موجود در مسیر توسعه و راهکارها *

  آنچه حائز اهمیت بوده و اینجانب را وادار به نوشتن چند سطری در این باره نموده است احساس نیاز و خواسته میباشد . این خواست و نیاز در ادوار مختلف از دغدغه های بشریت از ابتدا تا کنون و دارای سطوح متفاوت بوده است . احساس به نیاز تحول را ایجاد نموده و در واقع چنین پروسه ای توسعه را می طلبد  پس میتوان اذعان نمود هر آنچه در دنیای ما ثابت و لاتغییر است همان نیاز به تغییر و دگرگونی است که توسعه را در پی خواهد داشت و این به مثابه دینامویی برای جامعه بوده که همگان را بیاری بسیج نموده و رشد آنرا نیز تعیین می نماید هر چند پتانسیل ها و مزیتهای نسبی و حتی چالشهایی نیز به لحاظ جغرافیایی و اجتماعی و ... بسیار موثر واقع میگردند.

لازم بذکر است بدون هیچگونه محافطه کاری و بدور از هر گونه جو زدگی باید اذعان نمود که اکنون شاهد عقب ماندگی و نابسامانی در بخشی از مناطق بوده که توزیع فقر در آنجا داشته و در مقابل توزیع ثروت در سایر مناطق داریم که علاوه بر مدیران و برنامه ریزان ومجریان ،مردمان آن سرزمین ها نیز در عدم توسعه شریک هستند.

رشد و نمو و توسعه ابعاد مختلفی داراست و اساس آنرا تشکیل میدهد .عدم اجرای یکی از آنها و یا تزلزل در آن ،منجر به تخریب بقیه میگردد همانگونه در ابتدا با رشد موزونشان این بنا را بیشتر محکم میسازند.

پایه واساس توسعه دارای ابعاد بشرح ذیل است.

الف-امنیت و آسایش(حفظ مالکیت حقیقی و حقوقی،حفظ حریم خصوصی و .... برای همگان).

ب-عدالت اجتماعی(فرصتهای یکسان برای همگان به نسبت ظرفیتشان).

ج-توسعه سیاسی.

د-توسعه اقتصادی – صنعتی.

در چنین جامعه ای طبقات و قشرها با درک صحیح و عملکردهای فردی و جمعی شرایط را بیش از پیش برای توسعه مهیا و روح جدید در کالبد آن  می دمند.

در عصر حاضر با پیشرفت تکنولوژی و علوم ارتباطات ،اطلاع رسانی همگانی بر اثر آن صورت میگیرد .لذا هر گونه تعلل در توسعه ،اگر هم توسط بخشی از جامعه صورت بگیرد قطعا" بخش دیگر آن مجبور به تکاپو و حرکت اما با تحمل و کار بیشتر بوده و نمی تواندخود را با دیگر مناطق توسعه یافته در حالت عقب ماندگی و نابسامانی ببیند و لذا خود را برای بازسازی و عمران مهیا می نماید.

در این راستا توسعه بشکل جهانی و فرامنطقه ای و فراگیر نمایان و محرز گشته و عملکرد جهانی را میطلبد.سازمان ملل از سال 1990 میلادی اقدام به ایجاد پروگرامی مشترک برای کشورها تحت برنامه توسعه سازمان ملل (UNDP) با هدف توسعه انسانی با ایجاد شاخصهایی برخواسته و تا امروز حتی شاخصها نیز در حال گسترش و توسعه می باشند.

نخست باید بگوییم توسعه انسانی در ارتباط با فراز و فرود درآمد ملی است و درباره محیطی خلاق که مردمان آن با استفاده از ظرفیت ها و راهنمایی برای مولد ثروت در کمال آرامش بسر می برند بررسی می نماید و در واقع این مردمان سرمایه اصلی جامعه بوده که بدین گونه توسعه برای آنها که راهنمایی شده اند و به سوی زندگی شرافتمندانه که ارزش واقعی آنرا دارند برنامه ریزی میکند و این پایه و اساس توسعه است که شامل :

راهنمایی به زندگی و سلامتی دراز مدت(امید به زندگی)و دسترسی به استاندارد ملزومات مورد قبول و توانایی مشارکت در زندگی اجتماعی است . بدین ترتیب بدون در نظر پایه اصلی توسعه، اساسا" هدف بی ارزش بوده و بیشتر فرصتهای  باقی مانده در زندگی نیز غیر قابل دسترسی می گردد.بنابراین برای بهبود و ارتقاء ،نیاز به برنامه ریزی و ارایه راهکار بوده و بر اساس توسعه ،برنامه عمران سازمان ملل (UNDP) ،شاخصهایی را با قابلیت  اندازه گیری با هدف بهبود آنها طراحی نموده است  زیرا هر آنچه را میتوانیم بهبود دهیم که قادر باشیم اندازه گیری نماییم.

شاخصهای اندازه گیری :

الف-شاخص توسعه انسانی .HUMAN DEVELOPMENT INDEX(HDI) .

 ب-شاخص فقر انسانیHUMAN POVERTY INDEX(HPI)  .

ج-شاخص توسعه مرتبط با جنسیتGENDER-RELATED DEVELOPMENT INDEX(GDI).

  شاخص توسعه انسانی (HDI): شاخصی است برای نشان دادن میانگین پیشرفت یک کشور که خود از سه بعد تشکیل و به ارزیابی وضعیت توسعه انسانی در کشورهای دنیا می پردازد و شامل موارد ذیل می باشد :

-برخورداری از زندگی طولانی و سالم (امید به زندگی).

-داشتن تحصیلات (تحصیلات رایگان از دوره ابتدایی تا دوره متوسط و عالی برای همگان).

-برخورداری از سطح مطلو ب زندگی (برابری قدرت خرید و درآمد).

حتی این شاخصها را کلی و جامع ندانسته و شاخصهای مهم دیگری را نیز در نظر گرفته اند از جمله:

جامعه مدنی- تمدن و فرهنگ-دمکراسی(مردم سالاری)-عدم تمرکزگرایی-آموزش- بحران اقتصادی –رشد اقتصادی-اصلاحات اقتصادی- اجرای امرار معاش مداوم برای همه- محیط زیست- امنیت غذایی – شیوه حکومتها-بهداشت –حقوق بشر-بیعدالتی- مشارکت افراد جامعه- امنیت و آسایش-توسعه روستایی – مشارکت استانی- علوم و تکنولوزی-همبستگی اجتماعی- صبر و حوصله و تحمل انسانی و بالاخره ایتم جوانان بوده که در هر کشوری قابل اندازه گیری بوده و بالطبع رشد و نمو آنرا میتوان مورد ارزیابی قرار داد.

بر اساس آمار برنامه عمران سازمان ملل (UNDP) شاخص توسعه انسانی (HDI)در سال 2007-2008 در بین 177 کشور دنیا ، ایران رتبه 94 را دارا میباشد.لازم به یادآوری است بسیاری از شاخصها بالا حتی گزارش نشده است.

  شاخص فقر انسانی(HPI) :شاخصی است که محرومیت و عدم برخورداری از تندرستی را بر اساس نسبت افراد که احتمالا" به سن 40 سالگی نرسیده اند مورد سنجش قرار می دهد و همچنین آموزش را بر اساس نرخ باسوادی بزرگسالان و سطح زندگی مطلوب با میانگین افراد کم وزن بدون دسترسی به آب شرب و نسبت کودکان زیر پنج سال که نسبت به وزن خود کم وزن هستند مورد سنجش قرار میدهد.

شاخص فقر انسانی در سال 2004 برنامه عمران سازمان ملل (UNDP)، ایران در بین 102 کشور جهان مرتبه  35 را دارا می باشد.

  شاخص توسعه مرتبط با جنسیت(GDI) :از شاخصهای دیگر برنامه عمران سازمان ملل(UNDP) از سال 1995 ببعد با طراحی شاخص مرتبط با جنسیت بوده که میزان عدم توازن جنسیتی نابرابریها در موفقیت بین زنان و مردان را نشان می دهد.

رتبه شاخص شاخص توسعه مرتبط با جنسیت  نسبت به شاخص توسعه انسانی در بین 156 کشور دنیا ،ایران دارای رتبه 95 میباشد.

شاخص دیگر نیز در گزارش آمده است و آن مقیاس توانمندسازی جنسیتی (GEM) است که میزان فعالیت زنان در زندگی سیاسی و اقتصادی آنان را نشان می دهد که میتوان به سهم زنان از کرسی پارلمان-قانونگذاران و متخصصین و مدیران و کارمندان زن و حتی استقلال اقتصادی زنان را نیز در بر میگیرد.

شاخص توانمندسازی جنسیتی (GEM)  با میزان 0.347 ،جایگاه ایران با رتبه 87 را در بین 93 کشور نشان میدهد.

از دغدغه های دیگر برنامه عمران سازمان ملل (UNDP) ،  شاخص میزان تولید گاز CO2  بوده که ایالات متحده امریکا به لحاظ بیشترین تولید کننده در جهان رتبه اول و ایران دارای رتبه سیزدهم میباشد.

این در حالیست که بسیاری از موارد نقض دیگر مانند  زبان ،نژاد ،دین ،مذهب و .... در ابران وجود دارد  باعث عدم دستیابی شهروندان به حقوقشان میگردد و همچنین برخی شاخصها مورد اندازه گیری قرار میگیرد که بسیار اندک و حتی در سطح پایین ارزیابی میشود لذا سطح رفاه و امکانات و دسترسی به زندگی استاندار در همان سطح ابتدایی نیز  باقی می ماند.

شاخصهای برنامه عمران سازمان ملل(UNDP) در برگیرنده طبقات مختلف جامعه با پارامترهای متفاوت و جامع دسته بندی گردیده و مورد ارزیابی قرارمیگیرند و میتوان آنرا بعنوان ابزاری مناسب و کارآمد و مرجع مورد اعتماد در برنامه ریزی ها بجهت رشد و توسعه جامعه و کشور و همچنین جوابگویی مطالبات شهروندان،مورد مطالعه و اجراء قرارداد و تاخیر در این راستا عقب ماندن از قافله توسعه و رشد جهانی است و مطمئا" در آینده نیاز و خواست های جوامع تغییر نموده و شاخصها نیز پیچیده تر و گسترده تر میشوند و در حال حاضر برنامه عمران سازمان ملل(UNDP) دراین باره موسسه ای را با اهدافی تحت عنوان دروازه های توسعه هزاره (MDG)تاسیس نموده و هشت گام را تا سال 2015 برای کشورها  بشرح ذیل طراحی نموده است.

گام اول: ریشه کنی فقر و گرسنگی.

گام دوم:دسترسی همگانی به آموزش ابتدایی.

گام سوم:ترویج برابری جنسیت و افزایش قدرت و اختیار زنان.

گام چهارم: کاهش مرگ و میر کودکان.

گام پنجم:بهبود و سلامتی مادران.

گام ششم:پیکار با ایدز /HIV،مالاریاو سایر امراض.

گام هفتم:تضمین محیطی قابل تحمل.

گام هشتم:توسعه و گسترش مشارکت جهانی برای پیشرفت و ترقی.

  آنچه مطرح شد در واقع مکانیزم و ابزار حرکت و هدف مورد پذیرش در بالاترین مرکز تصمیم گیری جهانی بصورت نهادینه شده بوده که شاخص های آن دارای وابستگی و ارتباط خاص است بعضا" ارتقاء یکی یا تعدادی از آنها علاوه بر اینکه شاخص کلی را افزایش نداده بلکه موجب افت آن نیز شده که لازم است جهت اقدامات اصلاحی دقت کافی صورت بگیرد.بعنوان نمونه در کشور تاجیکستان رشد کشت پنبه موجب افزایش درآمد ملی شد اما بدلیل استفاده بی رویه و ناقص از سموم شیمیایی جهت مبارزه با آفات پنبه ،منجر به آلودگی منابع آبی آن مناطق شد و در نتیجه نه تنها توسعه انسانی را با داشتن رشد شاخص در آمدها افزایش نداد بلکه موجب کاهش آن نیز شد.

در راستای توسعه ،چالشهایی نیز در مسیر توسعه که شامل عوامل بیرونی و درونی بوده شاهد هستیم.

   عوامل درونی چالشها:

1-  جنگ و عوامل ماندگار آن.

2-  نگاه امنیتی و سیاسی و بدور از تسامح و گذشت.

3-  مدیریت پنهان و غیر شفاف و ناکارآمد و غیر جوابگو.

4-  انتصاب مدیران غیر بومی و عدم آشنایی آنان با مختصات منطقه و عدم ارتباط با مردم.

5-  انتصاب مدیران غیر متخصص و تحمیلی.

6-  اجرای سیاست انحصارگرایانه و تنگ نظرانه در سطح مدیریت بالا.

7-  عدم تمرکزگرایی در کشور و بالطبع به حاشیه راندن سایر مناطق.

8-  عدم برخورداری سایر مناطق از ارتباطات سریع و کارآمد(راهها،لجستیک،مخابرات و ...).

9-  عدم برنامه ریزی کلان و درازمدت و استراتژیک برای سایر مناطق.

10-       عدم سرمایه گذاری به نسبت مزیت های نسبی در کشور.

11-    عدم آموزش (عالی،تخصصی،کارآفرین).

12- عدم اجرای سیاست تجاری،بازرگانی در مناطق مرزی کشور.

13-عدم اختصاص بودجه های کارآمد به مناطق محروم کشور.

14-   عدم توازن در توسعه سیاسی –اجتماعی و صنعتی کشور.

15-   ضعف سیستم های مالی (بانکداری و ...)- حسابرسی و...

    عوامل درونی چالشها:

1-  عدم رغبت شهروندان به تولید و سرمایه گذاری در مناطق عقب مانده.

2-  عدم رغبت شهروندان به سرمایه گذاری درازمدت در مقابل سرمایه گذاری کوتاه مدت و زودبازده.

3-  عدم رغبت تحصیلکردگان و متخصصین به بازگشت بدلیل عدم برخورداری بسبت به مرکز.

4-  عدم مشارکت دادن زنان و جوانان در جامعه.

5-  عدم استقبال و پشتیبانی از نیروهای بومی.

6-  عدم رغبت شهروندان به آموزش و ارتقاء بدلیل بلااستفاده و کاربرد نداشتن در آن مناطق.

7-  فقدان روحیه همکاری در بین مردم.

8-  مهاجرت روستائیان به شهرها و در واقع حذف تولیدکنندگان در بخش عظیمی از جامعه و تبدیل آنان به مصرف گرایی بدلیل عدم برخورداری روستاها از حداقل امکانات و رفاه موجود در شهرها.

9-  عدم پذیرش و جایگزینی زندگی شهری توسط روستائیان مهاجر در شهرها.

10-   عدم همبستگی اجتماعی در حذف پدیده های غیر متعارف اجتماعی.

11-   عدم مشارکت در سرنوشت خویش.

12- عدم پشتکار در حرفه و شغل خود.

13-   قانون گزیری در اثر عدم اجرای قانون و یا اجرای ناقص قانون و بعضا" ناعادلانه.

14-سیاست زدگی و اقبال مردم به سیاست ورزی بدلیل سیاسی شدن امورات آنان.

15- تعصبات و احساسات غالب بر عملکرد مطلوب و منطقی.

  شناخت این عوامل دارای اهمیت خاص بوده که شناسایی آنها و اقدام اصلاحی برای آنها نیاز به تمرین و ممارست داشته و نمی توانند تا ابد نیز ادامه داشته و تغییر ننمایند.

نکته مهم دیگر آنست که نمیتوان مشکلات و نابسامانیهای خود را در خارج مجموعه دنبال نموده و برای آن فرمول پیشنهاد نموده بلکه باید در درون جامعه با ائتلاف نهادها و سازمانها و مردم موارد را نهادینه کرده و نسبت به ارتقاء آن گام برداشت هرچند تا کنون برخی در این جهت گامهایی را برداشته ولی قطعا" برخی در این راه ناکارآمد بوده اند که دستیابی جامعه به سطح رفاه مناسب ،منتج عملکرد آنان بوده است و متعاقبا" نوعی قهر نیز در بین شهروندان بدلیل ناکارآمدی ببار آورده است.

در پایان از همگان مستدعیست برای دوباره زیستن و ارتقاء سطح رفاه بر اساس استانداردهای جهانی برنامه ریزی نموده و عملکرد توزیع فقر را از کارنامه خود حذف و بجای آن توزیع ثروت را برای جامعه و کشور بدون در نظر گرفتن زبان،دین و مذهب،نژاد ، قبیله ، آراء و عقیده به ارمغان بیاوریم که در واقع تضمین کننده منافع  همگان است.

  *مقاله فوق قبلا توسط نگارنده به گردهمایی توسعه سقز در دانشگاه آزاد سقز ارسال شده بود.

 

|+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 10:1  توسط کامل سیدی مقدم  | 

کۆمه‌ڵگا و پێشکه‌وتن

 ئه‌گه‌ر له‌ ناوكومه‌ڵگاكانی پێشكه‌وتوودا ، هێز و توانای زورتر ده‌بینرێت ئاڵوگۆره‌کان به‌ خێرایی ئه‌چێت به‌ رێوه‌ ، ئه‌وه ئه‌گه‌رێته‌وه بۆ باری ده‌رونی ناو ئه‌و كومه‌ڵگایانه‌. له‌ناوخۆدا گیروگه‌رفت وكێشه‌كانیان دۆزیوه‌ته‌وه و توانایان بۆ له‌ناوبردنیان خوستۆته‌گه‌ر و به‌م شێوه‌یه‌ ناوخۆیان بۆ بر‌نگاربونه‌وه‌ له‌ گه‌ڵ هه‌ره‌شه‌ ‌كان ته‌رخان كردوه‌.‌‌

بێده‌نگی و سه‌رینه‌وه‌ی کێشه‌کان به‌ قازانجی پاوانخوازان ئه‌بێت له‌ به‌رامبه‌ردا ،له‌ناوبرده‌نی ئه‌توانێت ‌خزمه‌ت به‌ کۆمه‌ڵگای جیهانی و مرۆڤایه‌تی بێت.

به‌م بروایه‌ چاره‌سه‌ر نه‌کردنی که‌م و کووریه‌کان ئه‌توانێت دابرانی زۆرتری لێ بکه‌وێته‌وه‌ و به‌رهه‌ڵستکاری نائاگایانه‌ و تندرۆیانه‌ ، دوارۆژی تاریک و لێڵ پێک بێنێت. که‌مایه‌سیه‌کان هه‌رکام به‌ قورسای تایبه‌تی خۆیی‌ هه‌یه‌ دیاره‌ هه‌نگاوی یه‌که‌م ناسینیانه‌ و پاشان له‌ناوبردنیانه‌.

بۆ ئه‌م په‌رسه گرینگه‌ له‌ناو كۆمه‌ڵگای كوردیش ده‌بێت ده‌رگایه‌ك بۆ خستنه‌ به‌رباسی كێشه‌كان به‌كرێته‌وه‌ و پروگرامی له‌ ئاست تێئۆری ، پراكتیك و ئێستراتیژی به‌ره‌و روو بكرێته‌وه‌ و به‌شێوه‌یه‌كی دێموكراتیك و دوور له‌ تندووتیژی و گه‌رژی ،به‌رژه‌وه‌ندی خۆی به‌پارێزێت.

له‌ پاشان ئه‌وه‌ی له‌ کۆمه‌ڵگادا کێشه‌کان به‌ره‌و نه‌مان ده‌بات به‌رینی یک له‌ دوای یه‌کی کێشه‌کانه.

 



|+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 10:44  توسط کامل سیدی مقدم  | 

بۆ خوێنه‌راِِِنی ئازیز

 

وێرای سڵاوێکی گه‌رم ،ئاواتی ساخی وسه‌لامه‌تیم بۆتان هه‌یه‌ . به‌ بۆنه‌ی کرد‌نه‌وه‌ی ئه‌م ده‌لاقه‌ نو‌ێیه‌ هیوای را و راوێژم له‌ گه‌ڵتان هه‌یه‌ و سه‌رتای پێک ئاشنا بوون بێت.

ئه‌گه‌ر له‌ ساڵانی رابردوودا خه‌ڵکی‌ کورده‌واری بیر و رای خۆیان له‌ میوانی شه‌وانه‌ و یا چایخانه‌وبازار و ....‌ ئاڵوگۆر ده‌‌کرد و به‌ ئه‌دب و هێمای مرۆڤایه‌تی له‌ گه‌ڵ یکتر ده‌جوڵانه‌وه‌ ئێستا ئه‌و ده‌رفه‌ته‌ به‌ بۆنه‌ی ئالوگۆری ژیان که‌متر و یا هه‌ر نه‌ماوه‌ به‌ڵام ده‌رفه‌تی دیکه‌ له‌ سایه‌ی پێشکه‌وتوویی تکنۆلۆژیای ئیلکترونی‌ به‌‌دی هاتوه‌ و ئه‌وه‌تا ئێستا میوانی هه‌موومان بووه‌ به‌ڵام له‌م‌  میوانداریه‌دا  زۆر په‌رنسیب و ئه‌رک له‌ سه‌رشانمان هه‌یه‌ و ئه‌بێت هه‌موومان له‌ گواستنه‌وه‌یدا رچاوی بکه‌ین که‌ بریتین له ئیخلاق و نزاکت و ئیحترام و پێشبردنی ئاگایی و زانیاری و با ئێمه‌ش وه‌ک هه‌موو مرۆڤی سه‌ر ئه‌م گۆی زه‌ویه‌ ژیانی پێشکه‌وتوومان ببێت.

لێره‌دا  ئه‌وه‌ بێژم که‌ زمانی راوراوێژ کوردی و فارسی ئه‌بێت و بناخه‌ی ئه‌م ده‌لاقه‌یه‌ له‌ سه‌ر بنه‌ماکانی مرۆڤایه‌تی و فره‌ هه‌زری داده‌نێن.

 

به‌ هیوای رۆژی گه‌شاوه‌

 

 

|+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت 9:44  توسط کامل سیدی مقدم  |