روزهاي February 15-16 در دانشگاه صلاح الدين اربيل طي کنگره ای تحت عنوان " کنگره کورد – تورک " با تاثیر از کنفرانس ئابانت و حضور استادان دانشگاه ، روشنفکران ،نويسندگان و روزنامه نگاران کورد و تورک از ترکیه و اقلیم کردستان عراق با پيام « با هم صلح و آينده را جستجو نمايم » برگزار شد.
برگزاری نشست عليرغم برخي ايرادات با عدم برخورداری از شرکت برخی عوامل تاثیرگذار ، اما آنچه در مرحله نخست اهمیت دارد ميتواند این نشست حامل برخي پيام ها براي طرفين و نقطه سرآغازی برای تبادل افکار در بین نخبگان و روشنفکران و سپس انتقال آن به جامعه و سیاسیون حاکم باشد.
ابتدا برخی مختصات شامل دولت ترکیه و حکومت اقلیم کردستان عراق بیان میگردد.
دولت ترکيه:
دولت ترکیه پس از جنگ جهاني اول از شکست و فروپاشی دولت عثماني با از دست دادن بخشهاي بزرگی از سرزمين الحاق شده با همکاری تعدادی ناسیونالیست تورک به رهبری آتاتورک تاسيس ميشود . درهمان حال با برخي مشکلات برگرفته از ميراث دولت عثماني و پرونده سياه آن شامل جنگ و تجاوزات متعدد به همسايگان و فرهنگ غالب غاصب با دستاويز اسلامي و سپس چرخشی فوری و روي کارآمدن ترکيه سکولار با استراتژي حفظ بالانس موجوديت و زخم خورده از شکست هاي جنگ جهاني اول تشکيل شد. از اين ديد هيچگاه نتوانسته از پتانسل هاي خود بنحو مطلوب استفاده نمايد .
سرزمين دولت عثماني علاوه بر ترکیه فعلی به وسعت بخشهایی از سرزمين اعراب و کورد بود .سرزمين کورد در طي سال 1639 ميلادي از ايران به آن الحاق شده بود که علاوه بر آن هيچکدام از سرزمين هاي الحاقی ديگر نيز مشترکاتي با سرزمين تورک نداشتند و اين تمايزات ميتواند يکي از دلايل فروپاشي دولت عثماني باشد.
در دولت جدید نیز آتاتورک ابتدا با ايجاد ارتباط نزديک با کورد و سپس اقناع آنان در تشکيل دولت داراي همکاري تنگاتنگ با هم بودند اما بعدا" آتاتورک بعد از گذار از مرحله خطر و رسيدن به وضع ثبات با کورد پيمان شکني نموده و حتي با تصويب قوانيني ضد کورد از جمله نفي نژاد ، زبان و لباس و ... برآمد لذا آن کشور تا کنون با شکل جدیدی از جنبشهاي آزاديخواهي مانند جنبش شيخ سعيد پيران،شيخ رضا درسيمي،احسان نوري پاشا و حزب کارگران کردستان و ... با جنگ و جدالهاي متعدد روبرو بوده است.
حکومت اقلیم کردستان عراق:
کردستان جنوبي که در خلال جنگ جهانی اول از دولت عثماني جدا میشود سپس به کشور تازه تاسيس عراق الحاق میگردد .کردستان ضميمه شده به عراق بلعکس کردستان ترکيه از برخي مشخصات از جمله برسميت شناختن نژاد ،زبان و لباس و ... در داخل کشورش عراق بهره بردار بوده اما در اين بخش نيز با جنبش هاي کورد از جنبش شيخ محمود برزنجي و جنبش ملا مصطفي بارزاني و ... جهت دستيابي به حقوق کامل خود همراه بود. در اين راه انفال 182000 کورد ، تعريب کرکوک و خانقين و شنگال و ... ،بمباران حلبچه ، خیزش و کوچ جمعي ( راپه رین ) 1991 ميلادي و .... را در پرونده داشت . پس از ارتکاب چنين فجايع انساني در کوردستان توسط صدام حسين ،منطقه پرواز ممنوع در مدار 36 درجه توسط سازمان ملل طی قطعنامه 688 با حضور نيروهاي نظامي هوایی کشورهای آمریکا ،انگلیس و فرانسه تحت عنوان نيروي حامي چکش سبز برای حفاظت از کوردستان عراق در پایگاههای هوایی ترکیه مستقر شدند .در اين اثناء با خروج ارتش عراق از کوردستان و بازگشت احزاب کورد عراقي ،اداره منطقه را با تشکيل حکومت و پارلمان بدست گرفتند.اين وضعيت تا جنگ 2003 آمریکا و هم پیمانان و سقوط حزب بعث حاکم ادامه داشت پس از آن در ابتدا اداره عراق با سرپرستی نماينده آمريکا بود سپس با رفراندم و توافق رهبران آن ، تشکيل حکومت فدرال در کنار حکومت اقليم کردستان با تغيير معادلات سياسي در عراق رقم خورد.
در اين اثناء ترکیه نیز با تحولات سياسي داخلی و معادلات جدید بین المللی مواجهه شد . ترکيه بعد از جنگ 2003 با اتخاذ استراتژي جدید و برون رفت از استراتژی حفظ موجوديت چندین دهه قبل، بسوی استراتژی توسعه و دیپلماسی جدید رفت.
البته بنابر تحلیل آگاهان سیاسی ،ترکیه بدنبال الحاق به اروپا با چرخشی استراتژیک اکنون به بدنبال منافع خود در خاورمیانه و آسیاست.
علي الحال با تحولات فوق ، دولت ترکيه نيز براي حفظ منافع خود ناچار به تجديد نظر و ايجاد ارتباط در خاورميانه و دولت فدرال عراق شد .ایجاد ارتباط بین روسا و وزرا بین دو کشور در روابط فی مابین برای حل مسائل بین آنها استفاده گردید و سطح جدیدی از مذاکرات از جمله گفتگوی میان نخبگان و روشنفکران طرفین باز شد که ميتوان به «کنگره کورد – تورک » با بيان برخي موارد در کنگره اشاره نمود.
· از شخصيت کاريزماي مرحوم ملا مصطفي بارزاني سخن بميان آمد و سپس بحث بر سر انتقال چنين کارکرد کاريزماتيک به سوي سيستم هاي سياسي شد .
البته بايد گفت پس چرا با چنين ايده اي با گذشت سالهاي متمادي اما هنوز آتاتورک داراي شخصيت کاريزماتيک در دولت ترکيه بوده و عبور از آن خط قرمز محسوب ميشود و در همه مکانهاي دولتي ترکيه عکس آن نیز برآفراشته است؟
· در روز February 15 کنفرانس افتتاح گرديد که اين روز يادآور ربودن اوجلان رهبر حزب کارگران کردستان به ترکيه در سال 1999 ميلادي است و کورد از آن بعنوان روز سياه (Roji Resh) نام ميبرند.
· الحاق بخشي از سرزمين کوردستان از ايران به ترکيه در سال 1639 ميلادي و ايجاد مرزهاي جديد هيچگاه بجهت اشتراکات عميق ديني ،نژادي و فرهنگي در دو سوي مرز داراي رسميت نبوده و از اين ديدگاه ميتوان به عدم کارآمدي آن پي برد.
· بعد از سقوط حزب حاکم بعث عراق،دولتهاي اعراب و ايران هر کدام در بخشهاي عرب سني نشين و عرب شيعه نشين داراي نفوذ شدند .در اين بين سر ترکيه بي کلاه ماند اما تنها ميتواند از راه کوردستان با توجه به برخي اشتراکات آن با شهروندان کورد ترکیه و مرز مشترک وارد معادله گردد.
· اگر شهر هاي اربيل ،سليمانيه ، دهوک ودياربکر جزء شهرهاي بزرگ کوردنشين هستند بايد منبعد استانبول را نيز با جمعيت دو ميليوني کورد آن جزء شهرهاي بزرگ کوردنشين بحساب آورد.
· ايجاد ارتباط مستقيم بين کوردستان و ترکيه با توجه به موقعيت جغرافيايي آنان .
· تاسيس کنسولگري ترکيه در اربيل و دفتر نمايندگي اقليم کوردستان در آنکارا.
· پيشنهاد الحاق کرکوک به اقليم کوردستان از سوي نخبگان ترکيه حاضر در کنگره.
· ايجاد ارتباط مستحکم در بين محافل دانشگاهي،ميديايي،فرهنگي تندرستی وبهداشتی،اقتصادي و تجاري .
· عدم اعتماد متقابل در بین ساکنان خاورمیانه و تفکر غالب قهر بجای دیالوگ.
· تابحال در هيچکدام از ميديا و منابع اطلاع رساني در ترکيه از کوردستان سخن به ميان نيامده و سانسور شده است و تنها از آن بعنوان شمال عراق و ... نام برده شده است و بایستی منبعد بنام حکومت اقلیم کوردستان عراق با توجه به امر واقع و قانونی آن اعتراف نمود .البته قبلا" رجب طيب اردغان نخست وزير ترکيه در سخناني اظهار داشته بود که کوردها برادران ما هستند البته در چند روز پيش نيز آقاي عبدالله گل رئيس جمهور آن کشور از منطقه کوردي عراق نام ميبرد.
· هک کردن سايت ها کوردي از طرف ترکيه .
· زدودن القائات غلط و برچسب هاي ناروا ازسوي ميدياي ترکيه به اقليم کوردستان .
· ايجاد پروژه هاي متعدد در زمينه عمران و آباداني.
....و بسیاری از موارد دیگر ذکر شد.
بنده باید اذعان نمایم که ما در آغاز هزاره سوم در منطقه استراتژي خاورميانه بسر ميبريم.اختلافات متعدد در بين ساکنان اصلي و درهم پيچيدگي خاص آن و عدم تفاهم با يکديگر باعث شده است حتي مهماناني از دور دست نيز به اين نقطه از دنيا بيايند و آنان نيز در مسائل مداخله نمايند.
خاورميانه در موارد متعدد بستر وقوع جنوسايد و امحاء ، آوارگي ساکنان آن بوده است . تفکر غالب تجاوز و قتل و عام و اعدام و بمباران و توپ باران با دستاويزهاي مختلف بوده است و زخمهاي کهنه و تاره آن در عراق ،ترکیه ،سوریه ،لبنان،فلسطین ،افغانستان و ... بدون مرهم مانده است و تبدیل به بحرانی ترین و پر تنش ترین نقطه جهان شده است.
عرب،تورک ،کورد،فارس،بلوچ،هزاره،تاجیک،ارمنی،آشوری و ساير اقوام در خاورميانه کثیرملل مدام با هم در مناقشه و جنگ و ستيز بوده اند و هيچکدام از همديگر زندگي با آرامش در کنار هم نداشته اند. واگرایی را بجای همگرایی انتخاب نموده اند.
مختصات خاورمیانه با حيله و ترفند با چالش سازي و بديل سازي با بازی های سیاسی متعدد و تلاش براي حذف همديگر بوده است حاصل آن چيزي جز عقب ماندگي و بيچاره گي نبوده است لذا استفاده عقلايي از پتانسيلهاي متعدد و امکان دستیابی به فرصت ها در خاورميانه و ايجاد ارتباط و گذار از مرحله مناقشه و بي ثباتي به مرحله ديالوگ و ثبات با گامهاي مستمر و مديريت جامع آن ميتواند منافع همگان را پوشش داده و زندگي با رفاه و آسايش براي ساکنان آن در جوار هم به ارمغان بياورد.
قدر مسلم اينک دوران ديالوگ و گفتگو با درايت وتدبير و تشريک مساعي با حفظ اقتدار و اراده همه ملل ساکن در خاورمیانه با ایجاد کانالهای ارتباطی مستحکم بيش از هر زمان ديگر ضرورت خود را نشان ميدهد . سپس آنچه در تفاهمات داراي روند اجرايي و ثبات و دوام است مذاکرات قاعده مند و تقسيم منافع طرفين با رضایت مندی و همکاری میباشد .